دفتر ۲ · 23 beyts
بخش ۲ - هلال پنداشتن آن شخص خیال را در عهد عمر رضی الله عنه
با این بخش گفتوگو کن — ask the Masnavi about this section
پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →- M2:112 ماه روزه گشت در عهد عمر بر سر کوهی دویدند آن نفر
- M2:113 تا هلال روزه را گیرند فال آن یکی گفت ای عمر اینک هلال
- M2:114 چون عمر بر آسمان مه را ندید گفت کین مه از خیال تو دمید
- M2:115 ورنه من بیناترم افلاک را چون نمیبینم هلال پاک را
- M2:116 گفت تر کن دست و بر ابرو بمال آنگهان تو در نگر سوی هلال
- M2:117 چونکه او تر کرد ابرو، مه ندید گفت ای شه نیست مه شد ناپدید
- M2:118 گفت آری موی ابرو شد کمان سوی تو افکند تیری از گمان
- M2:119 چون یکی مو کژ شد، او را راه زد تا بهدعوی لافِ دیدِ ماه زد
- M2:120 موی کژ چون پردهٔ گردون بود چون همه اجزات کژ شد، چون بوَد؟
- M2:121 راست کن اجزات را از راستان سر مکش ای راسترو ز آن آستان
- M2:122 هم ترازو را ترازو راست کرد هم ترازو را ترازو کاست کرد
- M2:123 هر که با ناراستان همسنگ شد در کمی افتاد و عقلش دنگ شد
- M2:124 رو اشداء علیالکفار باش خاک بر دلداری اغیار پاش
- M2:125 بر سر اغیار چون شمشیر باش هین مکن روباهبازی شیر باش
- M2:126 تا ز غیرت از تو یاران نسکلند زانکه آن خاران عدو این گلند
- M2:127 آتش اندر زن به گرگان چون سپند زانکه آن گرگان عدو یوسفند
- M2:128 «جان بابا» گویدت ابلیس هین تا به دَم بفریبدت دیو لعین
- M2:129 این چنین تلبیس با بابات کرد آدمی را این سیهرخ مات کرد
- M2:130 بر سر شطرنجْ چُست است این غراب تو مبین بازی به چشم نیمخواب
- M2:131 زانکه فرزینبندها داند بسی که بگیرد در گلویت چون خسی
- M2:132 در گلو ماند خس او سالها چیست آن خس، مِهر جاه و مالها
- M2:133 مال خس باشد چو هست ای بیثبات در گلویت مانع آب حیات
- M2:134 گر برد مالت عدوی پر فنی رهزنی را برده باشد رهزنی
❋