دفتر ۲ · 22 beyts
بخش ۳۶ - عتاب کردن حق تعالی موسی را علیه السلام از بهر آن شبان
با این بخش گفتوگو کن — ask the Masnavi about this section
پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →- M2:1750 وحی آمد سوی موسی از خدا بندهٔ ما را ز ما کردی جدا
- M2:1751 تو برای وصل کردن آمدی یا برای فَصل کردن آمدی؟
- M2:1752 تا توانی پا مَنِه اندر فَراق اَبْغَضُ الْاَشْیاء عِندي الطَّلاق
- M2:1753 هر کسی را سیرتی بنهادهام هر کسی را اصطلاحی دادهام
- M2:1754 در حقِ او مَدح و در حقِّ تو ذَم در حقِ او شَهد و در حقِّ تو سَم
- M2:1755 ما بَری از پاک و ناپاکی همه از گِرانجانی و چالاکی همه
- M2:1756 من نکردم امر تا سودی کنم بَلک تا بر بندگان جودی کنم
- M2:1757 هندوان را اصطلاحِ هند مدح سندیان را اصطلاحِ سِند مدح
- M2:1758 من نگردم پاک از تسبیحِشان پاک هم ایشان شوند و دُرفِشان
- M2:1759 ما زبان را نَنْگریم و قال را ما روان را بنگریم و حال را
- M2:1760 ناظرِ قلبیم اگر خاشِع بوَد گرچه گفتِ لَفظ، ناخاضِع رُوَد
- M2:1761 زانک دل جَوهر بوَد، گفتن عَرَض پس طُفَیل آمد عَرَض، جَوهرْ غَرَض
- M2:1762 چند ازین اَلفاظ و اِضْمار و مَجاز؟ سوزْ خواهمْ سوز، با آن سوزْ ساز
- M2:1763 آتشی از عشق در جانْ بَر فُروز سَر بِسَر فکر و عبارت را بسوز
- M2:1764 موسیا آدابدانان دیگرند سوخته جان و روانان دیگرند
- M2:1765 عاشقان را هر نفَسْ سوزیدَنیست بر دِهِ ویران خَراج و عُشْر نیست
- M2:1766 گر خطا گوید، وُرا خاطی مگو گر بوَد پُر خون شهید، او را مشو
- M2:1767 خون، شهیدان را ز آب اَولیٰ تَرَست این خطا، از صد صَواب اَولیٰ ترست
- M2:1768 در درونِ کعبه رسمِ قبله نیست چه غم اَر غَوّاص را پاچیله نیست؟
- M2:1769 تو ز سَرمَستان قَلاوُزی مجو جامهچاکان را چه فرمایی رَفو؟
- M2:1770 ملتِ عشق از همه دینها جداست عاشقان را ملت و مذهب خداست
- M2:1771 لَعْل را گر مُهر نبوَد باک نیست عشق در دریای غم، غمناک نیست
❋