دفتر ۲ · 12 beyts
بخش ۸۰ - قصهٔ آن شخص کی اشتر ضالهٔ خود میجست و میپرسید
با این بخش گفتوگو کن — ask the Masnavi about this section
پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →- M2:2916 اشتری گم کردی و جُستیش چُست چون بیابی چون ندانی کان تُست؟
- M2:2917 ضاله چه بود ناقهٔ گم کردهای از کفت بگریخته در پردهای
- M2:2918 آمده در بار کردن کاروان اشتر تو زان میان گشته نهان
- M2:2919 میدوی این سو و آن سو خشکلب کاروان شد دور و نزدیکست شب
- M2:2920 رخت مانده بر زمین در راه خوف تو پی اشتر دوان گشته بهطوف
- M2:2921 کای مسلمانان که دیدهست اشتری جَسته بیرون بامداد از آخُری
- M2:2922 هر که بر گوید نشان از اشترم مژدگانی میدهم چندین درم
- M2:2923 باز میجویی نشان از هر کسی ریشخندت میکند زین هر خسی
- M2:2924 که اشتری دیدیم میرفت این طرف اشتری سرخی به سوی آن علف
- M2:2925 آن یکی گوید بریدهگوش بود وآن دگر گوید جُلش منقوش بود
- M2:2926 آن یکی گوید شتر یکچشم بود وآن دگر گوید ز گر بیپشم بود
- M2:2927 از برای مژدگانی صد نشان از گزافه هر خسی کرده بیان
❋