沙姆斯集› 抒情詩 120› 詩節 12 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۲۰

  1. از هر عدمی تو چند نالی‌‌؟ آخر تو به اصل اصل خویش آ

G120:12

您的語言

你為何要因每一種虛無而哀嘆?終究,回歸你本源之本源吧。
既然你擁有如此高貴的來源與命運,為何還要為世間的空虛與失落而悲傷?是時候憶起並回歸你的本源了。

ai-draft · gemini-2.5-pro

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

عدم不存在,虛無。與「存在」(وجود)相對。

全詩 ↗

  1. 1 تا چند تو پس روی به پیش آ·در کفر مرو به سوی کیش آ
  2. 2 در نیش تو نوش بین به نیش آ·آخر تو به اصل اصل خویش آ
  3. 3 هر چند به صورت از زمینی·پس رشته گوهر یقینی
  4. 4 بر مخزن نور حق امینی·آخر تو به اصل اصل خویش آ
  5. 5 خود را چو به بی‌خودی ببستی·می‌دانک تو از خودی برستی
  6. 6 وز بند هزار دام جستی·آخر تو به اصل اصل خویش آ
  7. 7 از پشت خلیفه‌ای بزادی·چشمی به جهان دون گشادی
  8. 8 آوه که بدین قدر تو شادی·آخر تو به اصل اصل خویش آ
  9. 9 هر چند طلسم این جهانی·در باطن خویشتن تو کانی
  10. 10 بگشای دو دیده نهانی·آخر تو به اصل اصل خویش آ
  11. 11 چون زاده پرتو جلالی·وز طالع سعد نیک فالی
  12. 12 از هر عدمی تو چند نالی‌‌؟·آخر تو به اصل اصل خویش آ
  13. 13 لعلی به میان سنگ خارا·تا چند غلط دهی تو ما را
  14. 14 در چشم تو ظاهر‌ست یارا·آخر تو به اصل اصل خویش آ
  15. 15 چون از بر یار سرکش آیی·سرمست و لطیف و دلکش آیی
  16. 16 با چشم خوش و پر‌آتش آیی·آخر تو به اصل اصل خویش آ
  17. 17 در پیش تو داشت جام باقی·شمس تبریز شاه و ساقی
  18. 18 سبحان الله زهی رواقی·آخر تو به اصل اصل خویش آ

ganjoor: sh120 · public domain