沙姆斯集› 抒情詩 1594› 詩節 10 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۵۹۴

  1. از درون باره این عقل خود ما را مجو زانک در صحرای عشقش ما برون باره‌ایم

G1594:10

您的語言

莫從我們這理性的內在壁壘中尋找我們,因為在祂的愛情荒原上,我們早已身處壁壘之外。
不要試圖在我們凡俗理智的城堡內找到我們真正的樣子,因為我們早已拋棄了理性的束縛,在祂廣闊無垠的愛情荒野中漫遊。

ai-draft · gemini-2.5-pro

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

باره城牆,堡壘,壁壘。برون باره在壁壘之外。

全詩 ↗

  1. 1 ایها العشاق آتش گشته چون استاره‌ایم·لاجرم رقصان همه شب گرد آن مه پاره‌ایم
  2. 2 تا بود خورشید حاضر هست استاره ستیر·بی‌رخ خورشید ما می دانک ما آواره‌ایم
  3. 3 الصلا ای عاشقان‌هان الصلا این کاریان·باده کاری است این جا زانک ما این کاره‌ایم
  4. 4 هر سحر پیغام آن پیغامبر خوبان رسد·کالصلا بیچارگان ما عاشقان را چاره‌ایم
  5. 5 نعره لبیک لبیک از همه برخاسته·مصحف معنی توی ما هر یکی سی پاره‌ایم
  6. 6 خونبهای کشتگان چون غمزه خونی اوست·در میان خون خود چون طفلک خون خواره‌ایم
  7. 7 کوه طور از باده‌اش بیخود شد و بدمست شد·ما چه کوه آهنیم آخر چه سنگ خاره‌ایم
  8. 8 یک جو از سرش نگوییم ار همه جو جو شویم·گرد خرمنگاه چرخ ار چه که ما سیاره‌ایم
  9. 9 همچو مریم حامله نور خدایی گشته‌ایم·گر چو عیسی بسته این جسم چون گهواره‌ایم
  10. 10 از درون باره این عقل خود ما را مجو·زانک در صحرای عشقش ما برون باره‌ایم
  11. 11 عشق دیوانه‌ست و ما دیوانه دیوانه‌ایم·نفس اماره‌ست و ما اماره اماره‌ایم
  12. 12 مفخر تبریز شمس الدین تو بازآ زین سفر·بهر حق یک بارگی ما عاشق یک باره‌ایم

ganjoor: sh1594 · public domain