沙姆斯集› 抒情詩 1595› 詩節 7 ← 上一節 · 下一節 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۵۹۵
- دشت و هامون روح گیرد گر بیابد ذرهای ز آنچ ما از نور او در دشت و هامون تاختیم
G1595:7
您的語言
倘若平原與荒漠能得到一絲一毫,從我們因祂的光而在平原與荒漠上疾馳所散發之物,靈魂便會獲得。
我們在這趟靈性奔馳中所承載的神聖之光是如此強大,哪怕只有一絲洩露出來,也足以讓死寂的荒野獲得生命與靈性。
ai-draft · gemini-2.5-pro
此節評註
尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:
هامون平原、沙漠、荒野。
全詩 ↗
- 1 سر قدم کردیم و آخر سوی جیحون تاختیم·عالمی برهم زدیم و چست و بیرون تاختیم
- 2 چون براق عشق عرشی بود زیر ران ما·گنبدی کردیم و سوی چرخ گردون تاختیم
- 3 عالم چون را مثال ذرهها برهم زدیم·تا به پیش تخت آن سلطان بیچون تاختیم
- 4 فهم و وهم و عقل انسان جملگی در ره بریخت·چونک از شش حد انسان سخت افزون تاختیم
- 5 چونک در سینور مجنونان آن لیلی شدیم·سرکش آمد مرکب و از حد مجنون تاختیم
- 6 نفس چون قارون ز سعی ما درون خاک شد·بعد از آن مردانه سوی گنج قارون تاختیم
- 7 دشت و هامون روح گیرد گر بیابد ذرهای·ز آنچ ما از نور او در دشت و هامون تاختیم
- 8 بس صدفهای چو گوهر زیر سنگی کوفتیم·تا به سوی گنجهای در مکنون تاختیم
- 9 سوی شمع شمس تبریزی به بیشه شیر جان·بوده پروانه نپنداری که اکنون تاختیم
ganjoor: sh1595 · public domain