沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۷۵۹
- شمس تبریز را چو دیدم من نادره بحر و گنج و کان که منم
G1759:12
您的語言
當我一見到大不里士的夏姆士,才知我是何等罕見的海洋、寶藏與礦脈。
最終的啟示發生在與精神導師夏姆士的相遇中。透過夏姆士這面完美的鏡子,詩人終於完全認識到自己那難以言喻的、蘊藏無限豐富的真實本性。
ai-draft · gemini-2.5-pro
此節評註
尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:
نادره罕見的、稀有的事物。کان礦脈、源頭。
全詩 ↗
- 1 اه چه بیرنگ و بینشان که منم·کی ببینم مرا چنان که منم
- 2 گفتی اسرار در میان آور·کو میان اندر این میان که منم
- 3 کی شود این روان من ساکن·این چنین ساکن روان که منم
- 4 بحر من غرقه گشت هم در خویش·بوالعجب بحر بیکران که منم
- 5 این جهان و آن جهان مرا مطلب·کاین دو گم شد در آن جهان که منم
- 6 فارغ از سودم و زیان چو عدم·طرفه بیسود و بیزیان که منم
- 7 گفتم ای جان تو عین مایی گفت·عین چه بود در این عیان که منم
- 8 گفتم آنی بگفت های خموش·در زبان نامدهست آن که منم
- 9 گفتم اندر زبان چو درنامد·اینت گویای بیزبان که منم
- 10 میشدم در فنا چو مه بیپا·اینت بیپای پادوان که منم
- 11 بانگ آمد چه میدوی بنگر·در چنین ظاهر نهان که منم
- 12 شمس تبریز را چو دیدم من·نادره بحر و گنج و کان که منم
ganjoor: sh1759 · public domain