沙姆斯集 抒情詩 1759 詩節 9 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۷۵۹

  1. گفتم اندر زبان چو درنامد اینت گویای بی‌زبان که منم

G1759:9

您的語言

我說:「既然無法進入言辭,那麼我便是這無言的言說者。」
在認識到語言的局限後,詩人領悟到他自身的存在就是一種超越言辭的表達,是一個沉默卻充滿意義的宣告。

ai-draft · gemini-2.5-pro

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

全詩 ↗

  1. 1 اه چه بی‌رنگ و بی‌نشان که منم·کی ببینم مرا چنان که منم
  2. 2 گفتی اسرار در میان آور·کو میان اندر این میان که منم
  3. 3 کی شود این روان من ساکن·این چنین ساکن روان که منم
  4. 4 بحر من غرقه گشت هم در خویش·بوالعجب بحر بی‌کران که منم
  5. 5 این جهان و آن جهان مرا مطلب·کاین دو گم شد در آن جهان که منم
  6. 6 فارغ از سودم و زیان چو عدم·طرفه بی‌سود و بی‌زیان که منم
  7. 7 گفتم ای جان تو عین مایی گفت·عین چه بود در این عیان که منم
  8. 8 گفتم آنی بگفت‌ های خموش·در زبان نامده‌ست آن که منم
  9. 9 گفتم اندر زبان چو درنامد·اینت گویای بی‌زبان که منم
  10. 10 می‌شدم در فنا چو مه بی‌پا·اینت بی‌پای پادوان که منم
  11. 11 بانگ آمد چه می‌دوی بنگر·در چنین ظاهر نهان که منم
  12. 12 شمس تبریز را چو دیدم من·نادره بحر و گنج و کان که منم

ganjoor: sh1759 · public domain