沙姆斯集 抒情詩 1759 詩節 7 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۷۵۹

  1. گفتم ای جان تو عین مایی گفت عین چه بود در این عیان که منم

G1759:7

您的語言

我說:「哦,靈魂,祢是我們的本質。」祂說:「在我這昭然若揭中,『本質』又是什麼?」
詩人試圖用「本質」一詞來定義神聖的實在,但那聲音回應道,在其絕對的顯現面前,任何概念(包括「本質」)都顯得多餘而無力。

ai-draft · gemini-2.5-pro

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

عین眼睛;本質、精髓。此處意指「本質」。عیان顯然的、昭然若揭的。指一種無需證明、直接呈現的真實。

全詩 ↗

  1. 1 اه چه بی‌رنگ و بی‌نشان که منم·کی ببینم مرا چنان که منم
  2. 2 گفتی اسرار در میان آور·کو میان اندر این میان که منم
  3. 3 کی شود این روان من ساکن·این چنین ساکن روان که منم
  4. 4 بحر من غرقه گشت هم در خویش·بوالعجب بحر بی‌کران که منم
  5. 5 این جهان و آن جهان مرا مطلب·کاین دو گم شد در آن جهان که منم
  6. 6 فارغ از سودم و زیان چو عدم·طرفه بی‌سود و بی‌زیان که منم
  7. 7 گفتم ای جان تو عین مایی گفت·عین چه بود در این عیان که منم
  8. 8 گفتم آنی بگفت‌ های خموش·در زبان نامده‌ست آن که منم
  9. 9 گفتم اندر زبان چو درنامد·اینت گویای بی‌زبان که منم
  10. 10 می‌شدم در فنا چو مه بی‌پا·اینت بی‌پای پادوان که منم
  11. 11 بانگ آمد چه می‌دوی بنگر·در چنین ظاهر نهان که منم
  12. 12 شمس تبریز را چو دیدم من·نادره بحر و گنج و کان که منم

ganjoor: sh1759 · public domain