沙姆斯集› 抒情詩 2047› 詩節 7 ← 上一節 · 下一節 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۰۴۷
- یاد آر دلبرا که ز من خواستی شبی نقشی ز جان خون شده من دادمت نشان
G2047:7
您的語言
憶起吧,奪心人,那一夜你曾向我索求,一幅來自淌血靈魂的畫像,我已展示給你看。
親愛的,請回憶那個晚上,你想要看我靈魂的模樣,而我便向你展示了我那為愛受苦的內心。
ai-draft · gemini-2.5-pro
此節評註
尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:
全詩 ↗
- 1 میآیدم ز رنگ تو ای یار بوی آن·برکندهای به خشم دل از یار مهربان
- 2 از آفتاب روی تو چون شکل خشم تافت·پشتم خم است و سینه کبودم چو آسمان
- 3 زان تیرهای غمزه خشمین که میزنی·صد قامت چو تیر خمیدهست چون کمان
- 4 از پرسشم ز خشم لب لعل بستهای·جان ماندم ز غصه این یا دل و زبان
- 5 لطف تو نردبان بده بر بام دولتی·ای لطف واگرفته و بشکسته نردبان
- 6 این لابه ام به ذات خدا نیست بهر جان·ای هر دمی خیال تو صد جان جان جان
- 7 یاد آر دلبرا که ز من خواستی شبی·نقشی ز جان خون شده من دادمت نشان
- 8 جانا به حق آن شب کان زلف جعد را·در گردنم درافکن و سرمست میکشان
- 9 تا جان باسعادت غلطان همیرود·چوگان دو زلف و گوی دل و دشت لامکان
- 10 کرسی عدل نه تو به تبریز شمس دین·تا عرش نور گیرد و حیران شود جهان
ganjoor: sh2047 · public domain