沙姆斯集› 抒情詩 2047› 詩節 9 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۰۴۷

  1. تا جان باسعادت غلطان همی‌رود چوگان دو زلف و گوی دل و دشت لامکان

G2047:9

您的語言

於是那幸福的靈魂翻滾前行,在那無何有之鄉的曠野,以雙髮為球棒,以心為球。
在你的引領下,我那喜悅的靈魂就像一顆球,被你秀髮製成的球棒擊打著,在無限的精神世界裡飛馳。

ai-draft · gemini-2.5-pro

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

چوگان(馬球)球棒。گوی球。لامکان無空間,無方位之處。蘇菲術語,指超越物質世界的精神領域。

全詩 ↗

  1. 1 می‌آیدم ز رنگ تو ای یار بوی آن·برکنده‌ای به خشم دل از یار مهربان
  2. 2 از آفتاب روی تو چون شکل خشم تافت·پشتم خم است و سینه کبودم چو آسمان
  3. 3 زان تیرهای غمزه خشمین که می‌زنی·صد قامت چو تیر خمیده‌ست چون کمان
  4. 4 از پرسشم ز خشم لب لعل بسته‌ای·جان ماندم ز غصه این یا دل و زبان
  5. 5 لطف تو نردبان بده بر بام دولتی·ای لطف واگرفته و بشکسته نردبان
  6. 6 این لابه ام به ذات خدا نیست بهر جان·ای هر دمی خیال تو صد جان جان جان
  7. 7 یاد آر دلبرا که ز من خواستی شبی·نقشی ز جان خون شده من دادمت نشان
  8. 8 جانا به حق آن شب کان زلف جعد را·در گردنم درافکن و سرمست می‌کشان
  9. 9 تا جان باسعادت غلطان همی‌رود·چوگان دو زلف و گوی دل و دشت لامکان
  10. 10 کرسی عدل نه تو به تبریز شمس دین·تا عرش نور گیرد و حیران شود جهان

ganjoor: sh2047 · public domain