沙姆斯集› 抒情詩 2183› 詩節 7 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۱۸۳

  1. چو استاره و جهان شد محو خورشید فسانه این جهان گویم زهی رو

G2183:7

您的語言

當星辰與世界皆消融於太陽,我卻講述這個世界的故事,何其厚顏!
當所有星辰和整個世界都在祢這顆神聖太陽的光芒中黯然失色、消融不見時,我竟然還在講述這個短暫世界的傳說,真是何等不識大體!

ai-draft · gemini-2.5-pro

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

محو被擦除、被抹去、消融。蘇菲術語,指個體自我在與神聖合一時的消解。فسانه故事、傳說、神話,常帶有虛幻不實的意味。

全詩 ↗

  1. 1 به پیشت نام جان گویم زهی رو·حدیث گلستان گویم زهی رو
  2. 2 تو این جا حاضر و شرمم نباشد·که از حسن بتان گویم زهی رو
  3. 3 چو شاه بی‌نشان عالم بیاراست·من از شکل و نشان گویم زهی رو
  4. 4 چو نور لامکان آفاق بگرفت·من از جا و مکان گویم زهی رو
  5. 5 به پیش این دکان که کان شادی است·من از سود و زیان گویم زهی رو
  6. 6 به پیش این چنین دانای اسرار·کژی در دل نهان گویم زهی رو
  7. 7 چو استاره و جهان شد محو خورشید·فسانه این جهان گویم زهی رو
  8. 8 اوان قاب قوسین است و ادنی·حدیث خرکمان گویم زهی رو
  9. 9 از آن جان که روان شد سوی جانان·بر هر بی‌روان گویم زهی رو
  10. 10 حدیثی را که جان هم نیست محرم·من از راه دهان گویم زهی رو
  11. 11 چو شاهنشاه صد جان و جهانی·من از جان و جهان گویم زهی رو

ganjoor: sh2183 · public domain