沙姆斯集› 抒情詩 2580› 詩節 15 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۵۸۰

  1. ره داده به دام خود صد زاغ پی بازی چون باز به دام آمد برداشته مضرابی

G2580:15

您的語言

祂為了遊戲,放了百隻烏鴉進入自己的陷阱,當獵鷹落入陷阱時,祂便舉起了撥子。
神聖的計畫包羅萬象,祂容許無價值的事物(烏鴉)存在,但當高貴的靈魂(獵鷹)歸來時,祂便會奏響慶典的音樂。

ai-draft · gemini-2.5-pro

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

مضراب撥子,彈奏弦樂器(如烏德琴、薩塔爾)的工具。此處象徵奏響音樂或施行打擊。

全詩 ↗

  1. 1 ای خیره نظر در جو پیش آ و بخور آبی·بیهوده چه می‌گردی بر آب چو دولابی
  2. 2 صحراست پر از شکر دریاست پر از گوهر·یک جو نبری زین دو بی‌کوشش و اسبابی
  3. 3 گر مرد تماشایی چون دیده بنگشایی·بگشادن چشم ارزد تابانی مهتابی
  4. 4 محراب بسی دیدی در وی بنگنجیدی·اندر نظر حربی بشکافد محرابی
  5. 5 ما تشنه و هر جانب یک چشمه حیوانی·ما طامع و پیش و پس دریا کف وهابی
  6. 6 ره چیست میان ما جز نقص عیان ما·کو پرده میان ما جز چشم گران خوابی
  7. 7 شش نور همی‌بارد زان ابر که حق آرد·جسمت مثل بامی هر حس تو میزانی
  8. 8 شش چشمه پیوسته می‌گردد شب بسته·زان سوش روان کرده آن فاتح ابوابی
  9. 9 خورشید و قمر گاهی شب افتد در چاهی·بیرون کشدش زان چه بی‌آلت و قلابی
  10. 10 صد صنعت سلطانی دارد ز تو پنهانی·زیرا که ضعیفی تو بی‌طاقت و بی‌تابی
  11. 11 این مفرش و آن کیوان افلاک ورای آن·بر کف خدا لرزان ماننده سیمابی
  12. 12 دریا چو چنان باشد کف درخور آن باشد·اندر صفتش خاطر هست احول و کذابی
  13. 13 بگریزد عقل و جان از هیبت آن سلطان·چون دیو که بگریزد از عمر خطابی
  14. 14 بکری برمد از شو معشوق جهانش او·از جان عزیز خود بیگانه و صخابی
  15. 15 ره داده به دام خود صد زاغ پی بازی·چون باز به دام آمد برداشته مضرابی
  16. 16 خاموش که آن اسعد این را به از این گوید·بی‌صفقه صفاقی بی‌شرفه دبابی

ganjoor: sh2580 · public domain