沙姆斯集 抒情詩 3068 詩節 4 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۳۰۶۸

  1. بگرد جمع مرا چون قدح چه گردانی چو باده را به گرو برده‌ای نمی‌آری

G3068:4

您的語言

祢為何在眾人之間將我如酒杯傳遞,既然祢已扣留了那酒,遲遲不送來?
既然祢把那關鍵的靈魂之酒扣押著不給我,為何還要讓我在人群中像個空杯子一樣被傳來傳去,備受期待卻又空無一物?

ai-draft · gemini-2.5-pro

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

به گرو برده‌ای「祢已拿去作抵押」,意指扣留、不給予。

全詩 ↗

  1. 1 فرست باده جان را به رسم دلداری·بدان نشان که مرا بی‌نشان همی‌داری
  2. 2 بدان نشان که همه شب چو ماه می‌تابی·درون روزن دل‌ها برای بیداری
  3. 3 بدان نشان که دمم داده‌ای از می که خویش·تهی و پر کنمت دم به دم قدح واری
  4. 4 بگرد جمع مرا چون قدح چه گردانی·چو باده را به گرو برده‌ای نمی‌آری
  5. 5 از آن میی که اگر بر کلوخ برریزی·کلوخ مرده برآرد هزار طراری
  6. 6 از آن میی که اگر باغ از او شکوفه کند·ز گل گلی بستانی ز خار هم خاری
  7. 7 چو بی‌تو ناله برآرم ز چنگ هجر تو من·چو چنگ بی‌خبرم از نوا و از زاری
  8. 8 گره گشای خداوند شمس تبریزی·که چشم جادوی او زد گره به سحاری

ganjoor: sh3068 · public domain