沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۴۵۴
- جان سوی جسم آمد و تن سوی جان نرفت وآن سو که تیر رفت، حقیقت کمان نرفت
G454:1
您的語言
靈魂奔向肉體,而肉體未奔向靈魂;箭矢所向之處,弓實未曾前往。
靈魂賦予肉體生命,但肉體卻未能追隨靈魂朝向其神聖的源頭,正如離弦之箭飛向遠方,而弓卻留在原地。
ai-draft · gemini-2.5-pro
此節評註
尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:
حقیقت實際上,事實上;在本詩中帶有哲學意味,指「在本質上」或「說到底」。
全詩 ↗
- 1 جان سوی جسم آمد و تن سوی جان نرفت·وآن سو که تیر رفت، حقیقت کمان نرفت
- 2 جان چست شد که تا بپرد وین تنِ گران·هم در زمین فرو شد و بر آسمان نرفت
- 3 جان میزبانِ تن شد در خانه گِلین·تن خانهٔ دوست بوَد که با میزبان نرفت
- 4 در وحشتی بماند که تن را گمان نبود·جان رفت جانبی که بدان جا گمان نرفت
- 5 پایان فراق بین که جهان آمد این جهان·اندر جهان کی دید کسی کز جهان نرفت؟
- 6 مرگت گلو بگیرد، تو خیرهسر شوی·گویی رسول نامد وین را بیان نرفت
- 7 در هر دهان که آب از آزادیم گشاد·در گورِ هیچ مور وِرا در دهان نرفت
ganjoor: sh454 · public domain