沙姆斯集 抒情詩 454 詩節 5 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۴۵۴

  1. پایان فراق بین که جهان آمد این جهان اندر جهان کی دید کسی کز جهان نرفت؟

G454:5

您的語言

看這分離的結局:此生來到了這個世界。在這世上,有誰見過來者而不曾離去?
生命的本質就是一場分離,其最終結局早已注定。來到這個世界,就意味著有一天必須離開;世間萬物,無人能逃脫死亡的定律。

ai-draft · gemini-2.5-pro

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

فراق分離,離別。在蘇菲語境中,常指靈魂與其神聖源頭的分離。

全詩 ↗

  1. 1 جان سوی جسم آمد و تن سوی جان نرفت·وآن سو که تیر رفت، حقیقت کمان نرفت
  2. 2 جان چست شد که تا بپرد وین تنِ گران·هم در زمین فرو شد و بر آسمان نرفت
  3. 3 جان میزبانِ تن شد در خانه گِلین·تن خانهٔ دوست بوَد که با میزبان نرفت
  4. 4 در وحشتی بماند که تن را گمان نبود·جان رفت جانبی که بدان جا گمان نرفت
  5. 5 پایان فراق بین که جهان آمد این جهان·اندر جهان کی دید کسی کز جهان نرفت؟
  6. 6 مرگت گلو بگیرد، تو خیره‌سر شوی·گویی رسول نامد وین را بیان نرفت
  7. 7 در هر دهان که آب از آزادیم گشاد·در گورِ هیچ مور وِرا در دهان نرفت

ganjoor: sh454 · public domain