沙姆斯集 抒情詩 454 詩節 6 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۴۵۴

  1. مرگت گلو بگیرد، تو خیره‌سر شوی گویی رسول نامد وین را بیان نرفت

G454:6

您的語言

死亡將扼住你的咽喉,你卻變得頑固,說道:「信使未曾到來,此事未曾言明。」
當死亡降臨時,你卻冥頑不靈地否認,彷彿從未有先知或聖者前來警告過你生命的短暫與死亡的必然。

ai-draft · gemini-2.5-pro

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

خیره‌سر頑固的,固執的,魯莽的。رسول信使,使者;在此特指先知或傳達神聖訊息之人。بیان闡述,說明,聲明。

全詩 ↗

  1. 1 جان سوی جسم آمد و تن سوی جان نرفت·وآن سو که تیر رفت، حقیقت کمان نرفت
  2. 2 جان چست شد که تا بپرد وین تنِ گران·هم در زمین فرو شد و بر آسمان نرفت
  3. 3 جان میزبانِ تن شد در خانه گِلین·تن خانهٔ دوست بوَد که با میزبان نرفت
  4. 4 در وحشتی بماند که تن را گمان نبود·جان رفت جانبی که بدان جا گمان نرفت
  5. 5 پایان فراق بین که جهان آمد این جهان·اندر جهان کی دید کسی کز جهان نرفت؟
  6. 6 مرگت گلو بگیرد، تو خیره‌سر شوی·گویی رسول نامد وین را بیان نرفت
  7. 7 در هر دهان که آب از آزادیم گشاد·در گورِ هیچ مور وِرا در دهان نرفت

ganjoor: sh454 · public domain