沙姆斯集› 抒情詩 485› 詩節 2 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۴۸۵

  1. به چشمه‌ای که در او آب زندگانی بود سبو ببردم و دیدم که چشمه پرخون‌ست

G485:2

您的語言

向著那泉眼,那裡曾有生命之水,我提著水罐而去,卻見泉中滿是血污。
我帶著水罐去那曾經流淌著生命之水的泉源取水,卻發現泉水已經變成了血水。

ai-draft · gemini-2.5-pro

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

سبو陶製水罐或酒壺。

全詩 ↗

  1. 1 سه روز شد که نگارین من دگرگون‌ست·شکر ترش نبود آن شکر ترش چون‌ست
  2. 2 به چشمه‌ای که در او آب زندگانی بود·سبو ببردم و دیدم که چشمه پرخون‌ست
  3. 3 به روضه‌ای که در او صد هزار گل می‌رست·به جای میوه و گل خار و سنگ و هامون‌ست
  4. 4 فسون بخوانم و بر روی آن پری بدمم·از آنک کار پری‌خوان همیشه افسون‌ست
  5. 5 پری من به فسون‌ها زبون شیشه نشد·که کار او ز فسون و فسانه بیرون‌ست
  6. 6 میان ابروی او خشم‌های دیرینه‌ست·گره در ابروی لیلی هلاک مجنون‌ست
  7. 7 بیا بیا که مرا بی‌تو زندگانی نیست·ببین ببین که مرا بی‌تو چشم جیحون‌ست
  8. 8 به حق روی چو ماهت که چشم روشن کن·اگر چه جرم من از جمله خلق افزون‌ست
  9. 9 به گرد خویش برآید دلم که جرمم چیست·از آنک هر سببی با نتیجه مقرون‌ست
  10. 10 ندا همی‌رسدم از نقیب حکم ازل·که گرد خویش مجو کاین سبب نه زاکنون‌ست
  11. 11 خدای بخشد و گیرد بیارد و ببرد·که کار او نه به میزان عقل موزون‌ست
  12. 12 بیا بیا که هم اکنون به لطف کن فیکون·بهشت در بگشاید که غیر ممنون‌ست
  13. 13 ز عین خار ببینی شکوفه‌های عجیب·ز عین سنگ ببینی که گنج قارون‌ست
  14. 14 که لطف تا ابد‌ست و از آن هزار کلید·نهان میانه کاف و سفینهٔ نون‌ست

ganjoor: sh485 · public domain