沙姆斯集› 抒情詩 485› 詩節 7 ← 上一節 · 下一節 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۴۸۵
- بیا بیا که مرا بیتو زندگانی نیست ببین ببین که مرا بیتو چشم جیحونست
G485:7
您的語言
來吧,來吧,因為沒有祢,我無法存活,看啊,看啊,因為沒有祢,我雙眼已成 جيحون 河。
快回來吧,沒有祢我根本活不下去。你看看,沒有祢,我的眼淚已流成了滔滔的 جيحون 河。
ai-draft · gemini-2.5-pro
此節評註
尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:
جیحون阿姆河(Amu Darya),中亞的大河,詩歌中常用以比喻滔滔不絕的淚水。
全詩 ↗
- 1 سه روز شد که نگارین من دگرگونست·شکر ترش نبود آن شکر ترش چونست
- 2 به چشمهای که در او آب زندگانی بود·سبو ببردم و دیدم که چشمه پرخونست
- 3 به روضهای که در او صد هزار گل میرست·به جای میوه و گل خار و سنگ و هامونست
- 4 فسون بخوانم و بر روی آن پری بدمم·از آنک کار پریخوان همیشه افسونست
- 5 پری من به فسونها زبون شیشه نشد·که کار او ز فسون و فسانه بیرونست
- 6 میان ابروی او خشمهای دیرینهست·گره در ابروی لیلی هلاک مجنونست
- 7 بیا بیا که مرا بیتو زندگانی نیست·ببین ببین که مرا بیتو چشم جیحونست
- 8 به حق روی چو ماهت که چشم روشن کن·اگر چه جرم من از جمله خلق افزونست
- 9 به گرد خویش برآید دلم که جرمم چیست·از آنک هر سببی با نتیجه مقرونست
- 10 ندا همیرسدم از نقیب حکم ازل·که گرد خویش مجو کاین سبب نه زاکنونست
- 11 خدای بخشد و گیرد بیارد و ببرد·که کار او نه به میزان عقل موزونست
- 12 بیا بیا که هم اکنون به لطف کن فیکون·بهشت در بگشاید که غیر ممنونست
- 13 ز عین خار ببینی شکوفههای عجیب·ز عین سنگ ببینی که گنج قارونست
- 14 که لطف تا ابدست و از آن هزار کلید·نهان میانه کاف و سفینهٔ نونست
ganjoor: sh485 · public domain