沙姆斯集› 抒情詩 861› 詩節 3 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۸۶۱

  1. عشقش شکر بس است اگر او شکر نداد حسنش همه وفاست اگر او وفا نکرد

G861:3

您的語言

祂的愛便是足夠的蜜糖,即便祂未曾賜予蜜糖祂的美便是全然的信實,即便祂未曾信守諾言
愛人存在的本質(祂的愛與美)本身就是終極的賞賜與忠誠,超越了祂是否給予具體的恩惠或遵守世俗的承諾。

ai-draft · gemini-2.5-pro

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

وفا忠誠,信實,守約。

全詩 ↗

  1. 1 لطفی نماند کان صنم خوش لقا نکرد·ما را چه جرم اگر کرمش با شما نکرد
  2. 2 تشنیع می‌زنی که جفا کرد آن نگار·خوبی که دید در دو جهان کو جفا نکرد
  3. 3 عشقش شکر بس است اگر او شکر نداد·حسنش همه وفاست اگر او وفا نکرد
  4. 4 بنمای خانه‌ای که از او نیست پرچراغ·بنمای صفه‌ای که رخش پرصفا نکرد
  5. 5 این چشم و آن چراغ دو نورند هر یکی·چون آن به هم رسید کسیشان جدا نکرد
  6. 6 چون روح در نظاره فنا گشت این بگفت·نظاره جمال خدا جز خدا نکرد
  7. 7 هر یک از این مثال بیانست و مغلطه است·حق جز ز رشک نام رخش والضحی نکرد
  8. 8 خورشیدروی مفخر تبریز شمس دین·بر فانیی نتافت که آن را بقا نکرد

ganjoor: sh861 · public domain