阅读› 卷 3› 章节 1 下一页 →

بخش ۱ - سر آغاز

序言

  1. M3:1 ای ضیاء الحق حسام الدین بیاراین سوم دفتر که سنت شد سه بار 真理之光胡薩姆丁,請將此書呈現,這第三卷,正應了「三遍方成定例」的聖行。魯米呼喚他的弟子和摯友胡薩姆丁·切萊比,請他準備好記錄《瑪斯納維》的第三卷,並提到「重複三次」是一種神聖的慣例,這使得第三卷的創作正當其時。
  2. M3:2 بر گشا گنجینهٔ اسرار رادر سوم دفتر بهل اعذار را 请开启那奥秘的宝库,在这第三卷中,莫再推辞延误。鲁米敦促他的弟子兼挚友胡萨姆丁(Husam al-Din)开启他心中神圣奥秘的宝藏,不要再找任何借口,立即开始口述《玛斯纳维》的第三卷。
  3. M3:3 قوتت از قوت حق می‌زهدنه از عروقی کز حرارت می‌جهد 汝之力源自真主之力,非因血脉燥热而喷涌。鲁米对他的弟子胡萨姆·丁说:你创作的灵感与力量直接来自神圣的源泉,而非源于短暂的、属乎肉体的激情。
  4. M3:4 این چراغ شمس کو روشن بودنه از فتیل و پنبه و روغن بود 这太阳的明灯,光芒万丈,不靠灯芯、棉绒、油膏点亮。圣人(如胡萨姆丁)内在的神圣之光,其源头并非物质世界,而是直接来自神。
  5. M3:5 سقف گردون کو چنین دایم بودنه از طناب و استنی قایم بود 苍穹的屋顶,如此恒久长存,既非绳索维系,也无梁柱支撑。正如天穹无需物质支撑便能永恒存在,圣人的灵性力量也源于神圣,而非依赖于有形的、世俗的来源。 ❋
  6. M3:6 قوت جبریل از مطبخ نبودبود از دیدار خلاق وجود 吉卜利勒的力量,非来自庖厨;其源泉,乃是亲见万物的创造主。天使长吉卜利勒(加百列)的维生之力,并非源自物质食粮,而是来自亲见造物主的荣光。
  7. M3:7 همچنان این قوت ابدال حقهم ز حق دان نه از طعام و از طبق 同样,真主代圣们的力量,当知来自真主,而非食盘与菜肴。就像天使的力量源于神圣的临在,那些被称为“代圣”的圣徒们的力量也直接来自真主,而不是来自物质的食物。
  8. M3:8 جسمشان را هم ز نور اسرشته‌اندتا ز روح و از ملک بگذشته‌اند 他们的肉身亦由光所塑造,故而能超越灵魂与天使的境界。这些神所钟爱之人(即“ابدال”),其身体已由纯粹的神圣之光构成,使他们超越了普通灵性和天使的层次。
  9. M3:9 چونک موصوفی به اوصاف جلیلز آتش امراض بگذر چون خلیل 你既被赋予了那庄严的德性,便当像赫利勒一般,走过疾病的火焰。既然你的本质被赋予了神圣的品质,你就应该像先知亚伯拉罕(赫利勒)那样,毫发无伤地穿越身体疾病的考验之火。
  10. M3:10 گردد آتش بر تو هم برد و سلامای عناصر مر مزاجت را غلام 火亦将为你化作清凉与安宁,哦,四大元素皆是你性情的仆从!当你被神圣的品质所充满时,尘世的苦难(如疾病之火)就无法伤害你,因为构成你身体的物质元素已臣服于你那超越物质的性情。
  11. M3:11 هر مزاجی را عناصر مایه‌استوین مزاجت برتر از هر پایه است 凡人的体质,皆由元素构成;而你的体质,却超越一切根基。普通人的身体由土、水、风、火四种物质元素构成,但真主所钟爱之人的灵性体质,其根基并非物质,而是直接源于神圣之光。
  12. M3:12 این مزاجت از جهان منبسطوصف وحدت را کنون شد ملتقط 你这禀性,源自那广袤的世界,如今已能领会“太一”的真谛。你那超越凡俗的灵性气质,源于广阔的灵性世界,因此现在能够领悟并采集神圣“太一”(waḥdat)的真义。
  13. M3:13 ای دریغا عرصهٔ افهام خلقسخت تنگ آمد ندارد خلق حلق
  14. M3:14 ای ضیاء الحق به حذق رای توحلق بخشد سنگ را حلوای تو
  15. M3:15 کوه طور اندر تجلی حلق یافتتا که می نوشید و می را بر نتافت
  16. M3:16 صار دکا منه وانشق الجبلهل رایتم من جبل رقص الجمل
  17. M3:17 لقمه‌بخشی آید از هر کس به کسحلق‌بخشی کار یزدانست و بس
  18. M3:18 حلق بخشد جسم را و روح راحلق بخشد بهر هر عضوت جدا
  19. M3:19 این گهی بخشد که اجلالی شویوز دغا و از دغل خالی شوی
  20. M3:20 تا نگویی سِرّ سلطان را به کستا نریزی قند را پیش مگس ❋
  21. M3:21 گوش آنکس نوشد اسرار جلالکو چو سوسن صدزبان افتاد و لال
  22. M3:22 حلق بخشد خاک را لطف خداتا خورد آب و بروید صد گیا
  23. M3:23 باز خاکی را ببخشد حلق و لبتا گیاهش را خورد اندر طلب
  24. M3:24 چون گیاهش خورد حیوان گشت زفتگشت حیوان لقمهٔ انسان و رفت
  25. M3:25 باز خاک آمد شد اکال بشرچون جدا شد از بشر روح و بصر
  26. M3:26 ذره‌ها دیدم دهانشان جمله بازگر بگویم خوردشان گردد دراز
  27. M3:27 برگها را برگ از انعام اودایگان را دایه لطف عام او
  28. M3:28 رزقها را رزقها او می‌دهدزانک گندم بی غذایی چون زهد
  29. M3:29 نیست شرح این سخن را منتهیپاره‌ای گفتم بدانی پاره‌ها
  30. M3:30 جمله عالم آکل و ماکول دانباقیان را مقبل و مقبول دان
  31. M3:31 این جهان و ساکنانش منتشروان جهان و سالکانش مستمر
  32. M3:32 این جهان و عاشقانش منقطعاهل آن عالم مخلد مجتمع
  33. M3:33 پس کریم آنست کو خود را دهدآب حیوانی که ماند تا ابد
  34. M3:34 باقیات الصالحات آمد کریمرسته از صد آفت و اخطار و بیم
  35. M3:35 گر هزارانند یک کس بیش نیستچون خیالاتی عدد اندیش نیست
  36. M3:36 آکل و ماکول را حلقست و نایغالب و مغلوب را عقلست و رای
  37. M3:37 حلق بخشید او عصای عدل راخورد آن چندان عصا و حبل را
  38. M3:38 واندرو افزون نشد زان جمله اکلزانک حیوانی نبودش اکل و شکل
  39. M3:39 مر یقین را چون عصا هم حلق دادتا بخورد او هر خیالی را که زاد
  40. M3:40 پس معانی را چو اعیان حلقهاسترازق حلق معانی هم خداست
  41. M3:41 پس ز مه تا ماهی هیچ از خلق نیستکه به جذب مایه او را حلق نیست
  42. M3:42 حلق جان از فکر تن خالی شودآنگهان روزیش اجلالی شود
  43. M3:43 شرط تبدیل مزاج آمد بدانکز مزاج بد بود مرگ بدان
  44. M3:44 چون مزاج آدمی گِل‌خوار شدزرد و بدرنگ و سقیم و خوار شد
  45. M3:45 چون مزاج زشت او تبدیل یافترفت زشتی از رخش چون شمع تافت
  46. M3:46 دایه‌ای کو طفل شیرآموز راتا به نعمت خوش کند پدفوز را
  47. M3:47 گر ببندد راه آن پستان بروبرگشاید راه صد بستان برو
  48. M3:48 زانک پستان شد حجاب آن ضعیفاز هزاران نعمت و خوان و رغیف
  49. M3:49 پس حیات ماست موقوف فطاماندک اندک جهد کن تم الکلام
  50. M3:50 چون جنین بُد آدمی بُد خون غذااز نجس پاکی برد مؤمن کذا
  51. M3:51 از فطام خون غذااش شیر شدوز فطام شیر لقمه‌گیر شد
  52. M3:52 وز فطام لقمه لقمانی شودطالب اشکار پنهانی شود
  53. M3:53 گر جنین را کس بگفتی در رحمهست بیرون عالمی بس منتظم
  54. M3:54 یک زمینی خرمی با عرض و طولاندرو صد نعمت و چندین اکول
  55. M3:55 کوهها و بحرها و دشتهابوستانها باغها و کشتها
  56. M3:56 آسمانی بس بلند و پر ضیاآفتاب و ماهتاب و صد سها
  57. M3:57 از جنوب و از شمال و از دبورباغها دارد عروسیها و سور
  58. M3:58 در صفت ناید عجایبهای آنتو درین ظلمت چه‌ای در امتحان
  59. M3:59 خون خوری در چارمیخ تنگنادر میان حبس و انجاس و عنا
  60. M3:60 او به حکم حال خود منکر بدیزین رسالت معرض و کافر شدی
  61. M3:61 کین محالست و فریبست و غرورزانک تصویری ندارد وهم کور
  62. M3:62 جنس چیزی چون ندید ادراک اونشنود ادراک منکرناک او
  63. M3:63 همچنانک خلق عام اندر جهانزان جهان ابدال می‌گویندشان
  64. M3:64 کین جهان چاهیست بس تاریک و تنگهست بیرون عالمی بی بو و رنگ
  65. M3:65 هیچ در گوش کسی زیشان نرفتکین طمع آمد حجاب ژرف و زفت
  66. M3:66 گوش را بندد طمع از استماعچشم را بندد غرض از اطلاع
  67. M3:67 همچنانک آن جنین را طمع خونکان غذای اوست در اوطان دون
  68. M3:68 از حدیث این جهان محجوب کردغیر خون او می‌نداند چاشت خورد