دیوان شمس غزل ۲۴۷۷ بیت ۳ → قبلی · بعدی ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۴۷۷

  1. از گذری که او کند گردد سرد دوزخی وز نظری که افکند زنده شود ولایتی

G2477:3

به زبانِ تو

با گذری که می‌کند، آتش دوزخ سرد می‌گردد،و با نگاهی که می‌اندازد، سرزمینی دوباره زنده می‌شود.
عبور او چنان نیرومند است که می‌تواند دوزخ را سرد و خاموش کند و یک نگاهش کافی است تا یک منطقه یا ولایت کامل را احیا کند.

ai-draft · gemini-2.5-pro

شرحِ این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:

دوزخیجهنم، آتش دوزخافکندبیندازدولایتییک سرزمین، یک منطقه

متنِ کاملِ غزل ↗

  1. 1 سرکه هفت ساله را از لب او حلاوتی·خاربنان خشک را از گل او طراوتی
  2. 2 جان و دل فسرده را از نظرش گشایشی·سنگ سیاه مرده را از گذرش سعادتی
  3. 3 از گذری که او کند گردد سرد دوزخی·وز نظری که افکند زنده شود ولایتی
  4. 4 مرده ز گور برجهد آید و مستمع شود·گر بت من ز مرده‌ای یاد کند حکایتی
  5. 5 آنک ز چشم شوخ او هر نفسی است فتنه‌ای·آنک ز لطف قامتش هر طرفی قیامتی
  6. 6 آه که در فراق او هر قدمی است آتشی·آه که از هوای او می‌رسدم ملامتی

ganjoor: sh2477 · public domain