دیوان شمس› غزل ۲۴۷۷› بیت ۵ → قبلی · بعدی ←
دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۴۷۷
- آنک ز چشم شوخ او هر نفسی است فتنهای آنک ز لطف قامتش هر طرفی قیامتی
G2477:5
به زبانِ تو
آن کسی که از چشم گستاخ و زیبایش هر لحظه آشوبی برپاست،آن کسی که از لطف قامتش در هر سو قیامتی به پا میشود.
این معشوق کسی است که چشمان فریبندهاش دمبهدم فتنهای میآفریند و قد و بالای موزون و زیبایش در هر گوشهای غوغا و قیامتی برپا میکند.
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرحِ این بیت
هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:
آنکآن کس که، اوست کهشوخگستاخ، بیپروا، زیبا و فریبندهفتنهایآشوب، غوغاقامتشقد او، اندام اوقیامتیشوری عظیم، غوغا
متنِ کاملِ غزل ↗
- 1 سرکه هفت ساله را از لب او حلاوتی·خاربنان خشک را از گل او طراوتی
- 2 جان و دل فسرده را از نظرش گشایشی·سنگ سیاه مرده را از گذرش سعادتی
- 3 از گذری که او کند گردد سرد دوزخی·وز نظری که افکند زنده شود ولایتی
- 4 مرده ز گور برجهد آید و مستمع شود·گر بت من ز مردهای یاد کند حکایتی
- 5 آنک ز چشم شوخ او هر نفسی است فتنهای·آنک ز لطف قامتش هر طرفی قیامتی
- 6 آه که در فراق او هر قدمی است آتشی·آه که از هوای او میرسدم ملامتی
ganjoor: sh2477 · public domain