دیوان شمس غزل ۲۴۷۷ بیت ۴ → قبلی · بعدی ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۴۷۷

  1. مرده ز گور برجهد آید و مستمع شود گر بت من ز مرده‌ای یاد کند حکایتی

G2477:4

به زبانِ تو

مرده از گور بیرون می‌جهد و به گوش دادن می‌ایستد،اگر دلبر من از مرده‌ای سخنی به میان آورد.
قدرت کلام معشوق به حدی است که اگر او داستانی درباره یک مرده تعریف کند، همان مرده از قبر برمی‌خیزد تا شنونده‌ی داستان خود باشد.

ai-draft · gemini-2.5-pro

شرحِ این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:

برجهداز جا بپرد، بیرون بجهدمستمعشنونده، گوش‌دهندهبت منمعشوق زیبای من، دلبر منحکایتیداستانی، قصه‌ای

متنِ کاملِ غزل ↗

  1. 1 سرکه هفت ساله را از لب او حلاوتی·خاربنان خشک را از گل او طراوتی
  2. 2 جان و دل فسرده را از نظرش گشایشی·سنگ سیاه مرده را از گذرش سعادتی
  3. 3 از گذری که او کند گردد سرد دوزخی·وز نظری که افکند زنده شود ولایتی
  4. 4 مرده ز گور برجهد آید و مستمع شود·گر بت من ز مرده‌ای یاد کند حکایتی
  5. 5 آنک ز چشم شوخ او هر نفسی است فتنه‌ای·آنک ز لطف قامتش هر طرفی قیامتی
  6. 6 آه که در فراق او هر قدمی است آتشی·آه که از هوای او می‌رسدم ملامتی

ganjoor: sh2477 · public domain