دیوان شمس غزل ۸ بیت ۱ بعدی ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۸

  1. جز وی چه باشد کز اجل اندر رباید کل ما صد جان برافشانم بر او گویم هنییا مرحبا

G8:1

به زبانِ تو

جز او چه کسی می‌تواند تمام وجود ما را از چنگال مرگ برباید؟صد جان بر او می‌افشانم و می‌گویم: «نوش باد، خوش آمدی!»
هیچ قدرتی جز قدرت معشوق ازلی نمی‌تواند ما را از مرگ نجات دهد، و من با شادمانی تمام هستی‌ام را فدای او می‌کنم و حضورش را خوشامد می‌گویم.

ai-draft · gemini-2.5-pro

شرحِ این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:

اجلمرگ، زمان معین برای پایان زندگیاندر ربایدبرباید، بقاپد، از درون چیزی بیرون بکشدکل ماتمامیت وجود ما، همهٔ آنچه هستیمهنییاگوارا باد، نوش باد (واژه‌ای عربی برای تحسین)

متنِ کاملِ غزل ↗

  1. 1 جز وی چه باشد کز اجل اندر رباید کل ما·صد جان برافشانم بر او گویم هنییا مرحبا
  2. 2 رقصان سوی گردون شوم زان جا سوی بی‌چون شوم·صبر و قرارم برده‌ای ای میزبان زوتر بیا
  3. 3 از مه ستاره می‌بری تو پاره پاره می‌بری·گه شیرخواره می‌بری گه می‌کشانی دایه را
  4. 4 دارم دلی همچون جهان تا می‌کشد کوه گران·من که کشم که کی کشم زین کاهدان واخر مرا
  5. 5 گر موی من چون شیر شد از شوق مردن پیر شد·من آردم گندم نی‌ام‌، چون آمدم در آسیا‌؟
  6. 6 در آسیا گندم رود کز سنبله زاده‌ست او·زاده مهم نی سنبله‌، در آسیا باشم چرا‌؟
  7. 7 نی نی فتد در آسیا هم نور مه از روزنی·زان جا به سوی مه رود نی در دکان نانبا
  8. 8 با عقل خود گر جفتمی من گفتنی‌ها گفتمی·خاموش کن تا نشنود این قصه را باد هوا

ganjoor: sh8 · public domain