دیوان شمس غزل ۸ بیت ۵ → قبلی · بعدی ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۸

  1. گر موی من چون شیر شد از شوق مردن پیر شد من آردم گندم نی‌ام‌، چون آمدم در آسیا‌؟

G8:5

به زبانِ تو

اگر موی من از اشتیاق مردن، سپید و پیر شد، چه باک.من که گندم نیستم که به آسیاب آمده باشم، من آرد هستم.
حتی اگر از شدت اشتیاق برای فنا شدن و رسیدن به تو پیر شوم، اهمیتی ندارد. من برای گذراندن فرایند تدریجی این دنیا نیامده‌ام؛ من از ابتدا آماده و خالص بوده‌ام.

ai-draft · gemini-2.5-pro

شرحِ این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:

شیردر اینجا به معنای شیر خوراکی (سفید) است، کنایه از سفیدی موآسیاآسیاب، دستگاهی برای آرد کردن غلات

متنِ کاملِ غزل ↗

  1. 1 جز وی چه باشد کز اجل اندر رباید کل ما·صد جان برافشانم بر او گویم هنییا مرحبا
  2. 2 رقصان سوی گردون شوم زان جا سوی بی‌چون شوم·صبر و قرارم برده‌ای ای میزبان زوتر بیا
  3. 3 از مه ستاره می‌بری تو پاره پاره می‌بری·گه شیرخواره می‌بری گه می‌کشانی دایه را
  4. 4 دارم دلی همچون جهان تا می‌کشد کوه گران·من که کشم که کی کشم زین کاهدان واخر مرا
  5. 5 گر موی من چون شیر شد از شوق مردن پیر شد·من آردم گندم نی‌ام‌، چون آمدم در آسیا‌؟
  6. 6 در آسیا گندم رود کز سنبله زاده‌ست او·زاده مهم نی سنبله‌، در آسیا باشم چرا‌؟
  7. 7 نی نی فتد در آسیا هم نور مه از روزنی·زان جا به سوی مه رود نی در دکان نانبا
  8. 8 با عقل خود گر جفتمی من گفتنی‌ها گفتمی·خاموش کن تا نشنود این قصه را باد هوا

ganjoor: sh8 · public domain