دیوان شمس غزل ۸ بیت ۶ → قبلی · بعدی ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۸

  1. در آسیا گندم رود کز سنبله زاده‌ست او زاده مهم نی سنبله‌، در آسیا باشم چرا‌؟

G8:6

به زبانِ تو

گندم به آسیاب می‌رود، چون از خوشه زاده شده است.اما من زادهٔ ماهم، نه خوشه؛ پس چرا باید در آسیاب باشم؟
موجودی که منشأ زمینی دارد، باید رنج‌های این جهان را تحمل کند. اما من که اصالتم آسمانی و از عالم نور است، دلیلی برای ماندن در این دنیای مادی و تحمل سختی‌های آن ندارم.

ai-draft · gemini-2.5-pro

شرحِ این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:

سنبلهخوشه گندم یا جومهماه، استعاره از مبدأ نورانی و آسمانی

متنِ کاملِ غزل ↗

  1. 1 جز وی چه باشد کز اجل اندر رباید کل ما·صد جان برافشانم بر او گویم هنییا مرحبا
  2. 2 رقصان سوی گردون شوم زان جا سوی بی‌چون شوم·صبر و قرارم برده‌ای ای میزبان زوتر بیا
  3. 3 از مه ستاره می‌بری تو پاره پاره می‌بری·گه شیرخواره می‌بری گه می‌کشانی دایه را
  4. 4 دارم دلی همچون جهان تا می‌کشد کوه گران·من که کشم که کی کشم زین کاهدان واخر مرا
  5. 5 گر موی من چون شیر شد از شوق مردن پیر شد·من آردم گندم نی‌ام‌، چون آمدم در آسیا‌؟
  6. 6 در آسیا گندم رود کز سنبله زاده‌ست او·زاده مهم نی سنبله‌، در آسیا باشم چرا‌؟
  7. 7 نی نی فتد در آسیا هم نور مه از روزنی·زان جا به سوی مه رود نی در دکان نانبا
  8. 8 با عقل خود گر جفتمی من گفتنی‌ها گفتمی·خاموش کن تا نشنود این قصه را باد هوا

ganjoor: sh8 · public domain