دیوان شمس غزل ۹ بیت ۵ → قبلی · بعدی ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۹

  1. اول بگیر آن جام مِه، بر کفهٔ آن پیر نِه چون مست گردد پیر ده، رو سوی مستان ساقیا

G9:5

به زبانِ تو

نخست آن جام بزرگ را بگیر و در دست آن پیر بگذاروقتی که پیر مست شد، آنگاه به سوی دیگر مستان رو کن ای ساقی
اولین کار این است که جام بزرگ‌تر را به مرشد و راهنما بدهی، و پس از آنکه او سرمست شد، به دیگر عاشقان و مریدان توجه کنی.

ai-draft · gemini-2.5-pro

شرحِ این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:

مِهبزرگ، کلانکفهکفِ دستپیرمرشد، راهنمای روحانی، استاد طریقت

متنِ کاملِ غزل ↗

  1. 1 من از کجا پند از کجا، باده بگردان ساقیا·آن جام جان افزای را، برریز بر جان ساقیا
  2. 2 بر دست من نِه جام جان، ای دستگیر عاشقان·دور از لب بیگانگان، پیش آر پنهان ساقیا
  3. 3 نانی بده نان خواره را، آن طامع بیچاره را·آن عاشق نانباره را، کنجی بخسبان ساقیا
  4. 4 ای جانِ جانِ جانِ جان، ما نامدیم از بهر نان·برجَه گدارویی مکن، در بزم سلطان ساقیا
  5. 5 اول بگیر آن جام مِه، بر کفهٔ آن پیر نِه·چون مست گردد پیر ده، رو سوی مستان ساقیا
  6. 6 رو سخت کن ای مرتجا، مست از کجا شرم از کجا·ور شرم داری، یک قدح بر شرم افشان ساقیا
  7. 7 برخیز ای ساقی بیا، ای دشمن شرم و حیا·تا بخت ما خندان شود، پیش آی خندان ساقیا

ganjoor: sh9 · public domain