دیوان شمس غزل ۹ بیت ۶ → قبلی · بعدی ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۹

  1. رو سخت کن ای مرتجا، مست از کجا شرم از کجا ور شرم داری، یک قدح بر شرم افشان ساقیا

G9:6

به زبانِ تو

ای امیدبخش جان‌ها، گستاخ و بی‌پروا باش؛ مست را با شرم چه کار است؟و اگر هنوز شرم داری، قدحی بر سر شرم خود بریز ای ساقی
ای کسی که مایهٔ امید هستی، جسور باش. آدم مست که شرم و حیا ندارد. اگر هم هنوز خجالتی در وجودت هست، با یک پیاله شراب آن را از بین ببر.

ai-draft · gemini-2.5-pro

شرحِ این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:

رو سخت کنگستاخ باش، بی‌پروا و جسور شومرتجامورد امید، کسی که به او امید بسته شده استقدحجام، پیاله بزرگ شرابافشانبریز، بپاش (فعل امر از افشاندن)

متنِ کاملِ غزل ↗

  1. 1 من از کجا پند از کجا، باده بگردان ساقیا·آن جام جان افزای را، برریز بر جان ساقیا
  2. 2 بر دست من نِه جام جان، ای دستگیر عاشقان·دور از لب بیگانگان، پیش آر پنهان ساقیا
  3. 3 نانی بده نان خواره را، آن طامع بیچاره را·آن عاشق نانباره را، کنجی بخسبان ساقیا
  4. 4 ای جانِ جانِ جانِ جان، ما نامدیم از بهر نان·برجَه گدارویی مکن، در بزم سلطان ساقیا
  5. 5 اول بگیر آن جام مِه، بر کفهٔ آن پیر نِه·چون مست گردد پیر ده، رو سوی مستان ساقیا
  6. 6 رو سخت کن ای مرتجا، مست از کجا شرم از کجا·ور شرم داری، یک قدح بر شرم افشان ساقیا
  7. 7 برخیز ای ساقی بیا، ای دشمن شرم و حیا·تا بخت ما خندان شود، پیش آی خندان ساقیا

ganjoor: sh9 · public domain