دیوان شمس غزل ۹ بیت ۷ → قبلی

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۹

  1. برخیز ای ساقی بیا، ای دشمن شرم و حیا تا بخت ما خندان شود، پیش آی خندان ساقیا

G9:7

به زبانِ تو

برخیز ای ساقی و بیا، ای دشمن شرم و حیاتا بخت ما شکفته و شادان شود، خندان پیش بیا ای ساقی
ای ساقی، ای کسی که وجودت نابودکنندهٔ شرم و حیای بیهوده است، از جای برخیز و بیا. با چهره‌ای گشاده و خندان به سوی ما بیا تا اقبال ما نیز به شادی و خوشی باز شود.

ai-draft · gemini-2.5-pro

شرحِ این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:

متنِ کاملِ غزل ↗

  1. 1 من از کجا پند از کجا، باده بگردان ساقیا·آن جام جان افزای را، برریز بر جان ساقیا
  2. 2 بر دست من نِه جام جان، ای دستگیر عاشقان·دور از لب بیگانگان، پیش آر پنهان ساقیا
  3. 3 نانی بده نان خواره را، آن طامع بیچاره را·آن عاشق نانباره را، کنجی بخسبان ساقیا
  4. 4 ای جانِ جانِ جانِ جان، ما نامدیم از بهر نان·برجَه گدارویی مکن، در بزم سلطان ساقیا
  5. 5 اول بگیر آن جام مِه، بر کفهٔ آن پیر نِه·چون مست گردد پیر ده، رو سوی مستان ساقیا
  6. 6 رو سخت کن ای مرتجا، مست از کجا شرم از کجا·ور شرم داری، یک قدح بر شرم افشان ساقیا
  7. 7 برخیز ای ساقی بیا، ای دشمن شرم و حیا·تا بخت ما خندان شود، پیش آی خندان ساقیا

ganjoor: sh9 · public domain