قرائت› دفتر ۱› بخش ۱۸ → قبلی · بعدی ←
بخش ۱۸ - بیان حسد وزیر
بیان حسادت وزیر
- M1:442 آن وزیرک از حسد بودش نژادتا به باطل گوش و بینی باد داد آن وزیر پستفطرت، که ریشهاش در حسادت بود،گوش و بینی خود را بیهوده بر باد داد.آن وزیر فرومایه که سرشتش از حسادت بود، در راه باطل و برای هیچ، توانایی درک و تشخیص معنوی خود (گوش و بینی) را از دست داد.
- M1:443 بر امید آنکِ از نیش حسدزهر او در جان مسکینان رسد به این امید که نیش حسادتش،زهر خود را به جان بیچارگان برساند.وزیر بدذات امیدوار بود که با نیش حسادت خود، جان و روح مردم بیگناه و ضعیف را مسموم و تباه کند.
- M1:444 هر کسی کو از حسد بینی کندخویش را بیگوش و بی بینی کند هر آنکس که از روی حسادت، تکبر و خودبینی نشان میدهد،در حقیقت، خودش را از گوش و بینی معنوی محروم میکند.انسان حسود که با دیگران از سر کبر و غرور رفتار میکند، در واقع به خود آسیب میزند و توانایی درک و دریافت حقایق معنوی را از دست میدهد.
- M1:445 بینی آن باشد که او بویی بَردبوی او را جانب کویی بَرد بینیِ واقعی آن است که بویی را حس کند،و آن بو، او را به سوی کوی معشوق بکشاند.حس تشخیص معنوی و روحانی آن است که رایحهای از حقیقت را درک کند و به واسطهی آن، به سوی مبدأ و معشوق حقیقی راهنمایی شود.
- M1:446 هر که بویش نیست بی بینی بودبوی آن بویست کان دینی بود هر کس که این رایحهی معنوی به مشامش نرسد، انگار که اصلاً بینی ندارد؛چرا که بوی حقیقی، آن بویی است که از عالم معنا و دین باشد.کسی که از درک معنوی و روحانی بیبهره است، مانند کسی است که حس بویایی ندارد. بویایی حقیقی، توانایی درک رایحهی دین و حقیقت است.
- M1:447 چونک بویی بُرد و شکر آن نکردکفر نعمت آمد و بینیش خورد وقتی که رایحهای [از حقیقت] به مشامش رسید و برای آن سپاسگزار نبود،ناسپاسی همچون آفتی آمد و حس بویایی [معنوی] او را نابود کرد.وقتی انسان استعداد یا درک معنویای پیدا میکند اما قدر آن را نمیداند، این ناسپاسی (کفران نعمت)، همان استعداد و توانایی درک را از او میگیرد.
- M1:448 شکر کن مر شاکران را بنده باشپیش ایشان مُرده شو پاینده باش شکرگزار باش و خدمتگزارِ انسانهای شاکر باش،در برابرشان از خودیِ خود بمیر تا به زندگی جاودان برسی.برای رهایی از حسادت و کفران نعمت، باید در برابر اهل معنا و معرفت فروتن بود و با کنار گذاشتنِ «منیت»، به بقای معنوی دست یافت.
- M1:449 چون وزیر از رهزنی مایه مسازخلق را تو بر میاور از نماز مانند آن وزیر، سرمایهی خود را از راهزنی (ایماندزدی) فراهم نکن.مردم را از عبادت و راه درست منحرف نساز.این بیت هشداری است به خواننده که مانند وزیر حسود، با ریاکاری و فریب، ایمان و باور مردم را ندزدد و آنها را از مسیر معنوی و عبادت دور نکند.
- M1:450 ناصح دین گشته آن کافر وزیرکرده او از مکر در گوزینه سیر آن وزیر کافر، واعظ و راهنمای دین شده بودو از روی حیلهگری، در پوست گردو سیر میکرد.آن وزیر که باطنش کافر و دشمن دین بود، در ظاهر خود را ناصح و دلسوز دین نشان میداد و با مکر و فریب، کاری ناممکن و عجیب (فریب دادن خلق) را پیش میبرد.