قرائت› دفتر ۱› بخش ۳۹ → قبلی · بعدی ←
بخش ۳۹ - کژ ماندن دهان آن مرد کی نام محمّد را صلیالله علیه و سلّم بتَسخر خواند
کج ماندن دهان مردی که نام محمد را به تمسخر خواند
- M1:818 آن دهان کژ کرد و از تَسخر بخواندمر محمّد را دهانش کژ بماند آن مرد دهانش را به تمسخر کج کرد و نام محمد را بر زبان آورد،و به همان شکل، دهانش برای همیشه کج و معوج باقی ماند.این بیت لحظهی وقوع معجزه را توصیف میکند: مردی که نام پیامبر اسلام را به سخره گرفت، فوراً مجازات شد و دهانش به همان حالت کجشده باقی ماند.
- M1:819 باز آمد کای محمّد عفو کنای ترا الطاف و علمِ مِن لَدُن آن مرد بازگشت و گفت: «ای محمد، مرا ببخشای،ای که لطفها و دانشی الهی و غیبی از آنِ توست.»مردی که پیامبر را مسخره کرده بود و دهانش کج شده بود، پشیمان بازگشت و با اعتراف به جایگاه معنوی و علم خدادادی پیامبر، از او طلب بخشش کرد.
- M1:820 من ترا افسوس میکردم ز جَهلمن بُدم افسوس را منسوب و اَهل من از روی نادانی تو را مسخره میکردم،در حالی که خودم سزاوار و اهلِ مسخره شدن بودم.مردی که پیامبر را مسخره کرده بود، پس از تنبیه شدن، به اشتباه خود پی میبرد و میگوید: «من از روی جهل تو را ریشخند کردم، اما اکنون میفهمم که این من بودم که در واقع شایستهی تمسخر و افسوس خوردن بودم.»
- M1:821 چون خدا خواهد که پردهٔ کس دردمیلش اندر طعنهٔ پاکان برد هرگاه خداوند بخواهد پرده از راز کسی بردارد و او را رسوا کند،میل و رغبتش را به سوی طعنه زدن به پاکان و نیکان میکشاند.این بیت بیان میکند که وقتی خداوند اراده کند کسی را رسوا و بیآبرو سازد، آن شخص را به مسخره کردن و عیبجویی از انسانهای پاک و صالح متمایل میکند.
- M1:822 ور خدا خواهد که پوشد عیبِ کسکم زند در عیبِ معیوبان نفس و اگر خدا بخواهد عیب کسی را بپوشاند،آن شخص کمتر به عیبجویی از دیگران میپردازد.این بیت بیان میکند که یکی از نشانههای لطف خداوند به یک بنده، این است که او را از عیبجویی دیگران باز میدارد و در نتیجه، عیبهای خود او نیز پنهان میماند.
- M1:823 چون خدا خواهد کهمان یاری کندمیل ما را جانبِ زاری کند هر زمان که خداوند اراده کند به ما یاری رساند،گرایش و خواست ما را به سوی تضرع و نیایش میکشاند.این بیت میگوید که یکی از نشانههای لطف و یاری خداوند این است که در دل انسان، میل به دعا، گریه و راز و نیاز با او را بیدار میکند.
- M1:824 ای خنک چشمی که آن گریانِ اوستوی همایون دل که آن بریان اوست خوشا به حال چشمی که برای او گریان استو خوشا به حال دلی که برای او سوزان استچه خوشبخت و مبارک است آن چشم و دلی که از شوق و نیاز به درگاه خداوند، اشک میریزد و از آتش عشق او میسوزد.
- M1:825 آخر هر گریه آخِر خندهایستمردِ آخر بین، مبارک بندهایست پایان هر گریه، سرانجام خندهای استو انسانِ عاقبتنگر، بندهی خوشبختی استهر اندوه و زاری در راه خدا، در نهایت به شادی و گشایش میانجامد و انسان خوشاقبال کسی است که به این نتیجهی نهایی چشم دوخته است، نه به سختیهای موقت.
- M1:826 هر کجا آبِ روان سبزه بودهر کجا اشکی روان رحمت شود هر جا که آب جاری باشد، سبزهزار پدید میآید،هر جا که اشکی روان شود، رحمت الهی فرود میآید.این بیت میگوید همانطور که در طبیعت، آب روان باعث رویش سبزه و گیاه میشود، در عالم معنوی نیز اشکِ پشیمانی و نیاز، رحمت و بخشش خداوند را به دنبال دارد.
- M1:827 باش چون دولابِ نالان چشمتَرتا ز صحنِ جانت بَر روید خَضَر همچون چرخ چاه، گریان و نالان باش،تا از سرزمین جانت، سرسبزی و حیات بروید.همانند دولاب (چرخ چاه) که با ناله آب میکشد و باعث سرسبزی میشود، تو نیز با چشم گریان و زاری به درگاه خدا، جان خود را زنده و باطراوت کن.
- M1:828 اشک خواهی رحم کن بر اشکْباررحم خواهی بر ضعیفان رحمْ آر اگر اشک و حال معنوی میخواهی، به کسانی که اشک میریزند رحم کن.اگر رحمت الهی را میخواهی، به ضعیفان و ناتوانان رحم کن.این بیت یک قانون معنوی را بیان میکند: برای دریافت رحمت و اشکِ حاصل از تضرع، باید خودت به دیگران، بهویژه به ضعیفان و دردمندان، رحم کنی. هرچه بکاری، همان را درو میکنی.