Baca› Kitab 5› Bagian 9 ← sebelumnya · berikutnya →
بخش ۹ - استعانت آب از حق جل جلاله بعد از تیره شدن
Air meminta pertolongan kepada Tuhan setelah menjadi keruh
- M5:216 ناله از باطن برآرد کای خداآنچ دادی دادم و ماندم گدا
- M5:217 ریختم سرمایه بر پاک و پلیدای شه سرمایهده هَل مِن مَزید؟
- M5:218 ابر را گوید بِبَر جای خوششهم تو خورشیدا به بالا بر کشش
- M5:219 راههای مختلف میراندَشتا رساند سوی بحر بیحدش
- M5:220 خود غرض زین آب جان اولیاستکو غَسول تیرگیهای شماست
- M5:221 چون شود تیره ز غدر اهل فرشباز گردد سوی پاکیبخش عرش
- M5:222 باز آرد زان طرف دامن کشاناز طهارات محیط او درسشان
- M5:223 از تیمم وا رهاند جمله راوز تحری طالبان قبله را
- M5:224 ز اختلاط خلق یابد اعتلالآن سفر جوید که ارحنا یا بلال
- M5:225 ای بلال خوشنوای خوشصَهیلمِئذَنه بر رو بزن طبل رحیل
- M5:226 جان سفر رفت و بدن اندر قیاموقت رجعت زین سبب گوید سلام
- M5:227 این مثل چون واسطهست اندر کلامواسطه شرطست بهر فهم عام
- M5:228 اندر آتش کی رود بیواسطهجز سمندر، کو رهید از رابطه
- M5:229 واسطهٔ حمام باید مر تراتا ز آتش خوش کنی تو طبع را
- M5:230 چون نتانی شد در آتش چون خلیلگشت حمامت رسول، آبت دلیل
- M5:231 سیری از حقست لیک اهل طَبَعکی رسد بیواسطهٔ نان در شِبَع
- M5:232 لطف از حقست لیکن اهل تندرنیابد لطف بیپردهٔ چمن
- M5:233 چون نماند واسطهٔ تن بیحَجیبهمچو موسی نور مَه یابد ز جیب
- M5:234 این هنرها آب را هم شاهدستکه اندرونش پر ز لطف ایزدست