Read Daftar 1 Section 157 ← previous · next →

بخش ۱۵۷ - قصهٔ مری کردن رومیان و چینیان در علم نقاشی و صورت‌گری

The story of the Byzantines and Chinese competing in the art of painting and portraiture

  1. M1:3476 چینیان گفتند ما نقاش‌تررومیان گفتند ما را کر و فر The Chinese said, “We are the better painters.”The Romans said, “We possess the true glory and splendor.”In a contest of art, the Chinese claim superiority based on their skill in painting and adding color, while the Romans (Byzantines) claim superiority based on an inherent magnificence they possess.
  2. M1:3477 گفت سلطان امتحان خواهم درینکز شماها کیست در دعوی گزین
  3. M1:3478 اهل چین و روم چون حاضر شدندرومیان در علم واقف‌تر بدند
  4. M1:3479 چینیان گفتند یک خانه به ماخاص بسپارید و یک آن شما
  5. M1:3480 بود دو خانه مقابل در بدرزان یکی چینی ستد رومی دگر
  6. M1:3481 چینیان صد رنگ از شه خواستندپس خزینه باز کرد آن ارجمند
  7. M1:3482 هر صباحی از خزینه رنگهاچینیان را راتبه بود از عطا
  8. M1:3483 رومیان گفتند نه نقش و نه رنگدر خور آید کار را جز دفع زنگ
  9. M1:3484 در فرو بستند و صیقل می‌زدندهمچو گردون ساده و صافی شدند
  10. M1:3485 از دو صد رنگی به بی‌رنگی رهیسترنگ چون ابرست و بی‌رنگی مهیست
  11. M1:3486 هرچه اندر ابر ضو بینی و تابآن ز اختر دان و ماه و آفتاب
  12. M1:3487 چینیان چون از عمل فارغ شدنداز پی شادی دهلها می‌زدند
  13. M1:3488 شه در آمد دید آنجا نقشهامی‌ربود آن عقل را و فهم را
  14. M1:3489 بعد از آن آمد به سوی رومیانپرده را بالا کشیدند از میان
  15. M1:3490 عکس آن تصویر و آن کردارهازد برین صافی شده دیوارها
  16. M1:3491 هر چه آنجا دید اینجا به نموددیده را از دیده‌خانه می‌ربود
  17. M1:3492 رومیان آن صوفیانند ای پدربی ز تکرار و کتاب و بی هنر
  18. M1:3493 لیک صیقل کرده‌اند آن سینه‌هاپاک از آز و حرص و بخل و کینه‌ها
  19. M1:3494 آن صفای آینه وصف دلستصورت بی منتها را قابلست
  20. M1:3495 صورت بی‌صورت بی حد غیبز آینهٔ دل تافت بر موسی ز جیب
  21. M1:3496 گرچه آن صورت نگنجد در فلکنه بعرش و فرش و دریا و سمک
  22. M1:3497 زانک محدودست و معدودست آنآینهٔ دل را نباشد حد بدان
  23. M1:3498 عقل اینجا ساکت آمد یا مضلزانک دل یا اوست یا خود اوست دل
  24. M1:3499 عکس هر نقشی نتابد تا ابدجز ز دل هم با عدد هم بی عدد
  25. M1:3500 تا ابد هر نقش نو کاید برومی‌نماید بی حجابی اندرو
  26. M1:3501 اهل صیقل رسته‌اند از بوی و رنگهر دمی بینند خوبی بی درنگ
  27. M1:3502 نقش و قشر علم را بگذاشتندرایت عین الیقین افراشتند
  28. M1:3503 رفت فکر و روشنایی یافتندنحر و بحر آشنایی یافتند
  29. M1:3504 مرگ کین جمله ازو در وحشتندمی‌کنند این قوم بر وی ریش‌خند
  30. M1:3505 کس نیابد بر دل ایشان ظفربر صدف آید ضرر نه بر گهر
  31. M1:3506 گرچه نحو و فقه را بگذاشتندلیک محو فقر را بر داشتند
  32. M1:3507 تا نقوش هشت جنت تافتستلوح دلشان را پذیرا یافتست
  33. M1:3508 برترند از عرش و کرسی و خلاساکنان مقعد صدق خدا