دفتر ۱ · 29 beyts
بخش ۳۸ - به سخن آمدن طفل درمیان آتش و تحریض کردن خلق را در افتادن بآتش
با این بخش گفتوگو کن — ask the Masnavi about this section
پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →- M1:789 یک زنی با طفل آورد آن جهود پیش آن بُت، آتش اندر شعله بود
- M1:790 طفل ازو بستَد در آتش در فکند زن بترسید و دل از ایمان بکَند
- M1:791 خواست تا او سجده آرد پیش بُت بانگ زد آن طفل "إنّي لم أمُت"
- M1:792 اندر آ ای مادر اینجا من خوشم گرچه در صورت میانِ آتشم
- M1:793 چشمبندست آتش از بهرِ حجِاب رحمتست این سر برآورده ز جیب
- M1:794 اندر آ مادر ببین برهانِ حق تا ببینی عشرتِ خاصانِ حق
- M1:795 اندر آ و آب بین آتشمثال از جهانی کآتش است آبش مثال
- M1:796 اندر آ اسرارِ ابراهیم بین کو در آتش یافت سرو و یاسمین
- M1:797 مرگ میدیدم گَهِ زادن ز تو سخت خوفم بود افتادن ز تو
- M1:798 چون بزادم رَستم از زندان تنگ در جهانِ خوشهوای خوبرنگ
- M1:799 من جهان را چون رَحِم دیدم کنون چون درین آتش بدیدم این سکون
- M1:800 اندرین آتش بدیدم عالمی ذرّه ذرّه اندرو عیسِیدمی
- M1:801 نک جهانِ نیستشکلِ هستْذات و آن جهان هست شکلِ بیثبات
- M1:802 اندر آ مادر بحقّ مادری بین که این آذر ندارد آذری
- M1:803 اندر آ مادر که اقبال آمدست اندر آ مادر مَدِه دولت زِ دست
- M1:804 قدرتِ آن سگ بدیدی اندر آ تا ببینی قدرت و لطفِ خدا
- M1:805 من ز رحمت میکشانم پای تو کز طرب خود نیستم پروای تو
- M1:806 اندر آ و دیگران را هم بخوان کاندر آتش شاه بِنهادست خوان
- M1:807 اندر آیید ای مسلمانان همه غیر عَذب، دین عَذابست آن همه
- M1:808 اندر آیید ای همه پروانهوار اندرین بهره که دارد صد بهار
- M1:809 بانگ میزد درمیان آن گروه پُر همی شد جان خلقان از شکوه
- M1:810 خلقْ خود را بعد از آن بیخویشتن میفکندند اندر آتش مرد و زن
- M1:811 بیموکّل بیکشش از عشقِ دوست زانک شیرین کردنِ هر تلخ ازوست
- M1:812 تا چنان شد کان عوانان خلق را منع میکردند کآتش در مَیا
- M1:813 آن یهودی شد سیهرو و خجل شد پشیمان زین سبب بیماردل
- M1:814 کاندر ایمان خلق عاشقتر شدند در فنای جسم صادقتر شدند
- M1:815 مکرِ شیطان هم درو پیچید شُکر دیو هم خود را سیهرو دید شکر
- M1:816 آنچ میمالید دَر روی کَسان جمع شد در چهرهٔ آن ناکس آن
- M1:817 آنک میدرّید جامهٔ خلق چُست شد دریده آنِ او ایشان درست
❋