沙姆斯集› 抒情詩 2443› 詩節 13 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۴۴۳

  1. دارد خدا قندی دگر کان ناید اندر نیشکر طوطی و حلقوم بشر آن را ندارد طاقتی

G2443:13

您的語言

神有另一種糖果,那不是甘蔗所能產出,鸚鵡與人的喉嚨,都沒有能力承受它。
神所賜予的終極甜蜜,遠非世間任何甜美事物所能比擬。無論是象徵靈性領悟的「鸚鵡」,還是凡人的肉體,都無法完全容納或承受其強度。

ai-draft · gemini-2.5-pro

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

نیشکر甘蔗。حلقوم喉嚨、咽喉。طاقتی能力、力量、耐力。

全詩 ↗

  1. 1 ای تو ملول از کار من من تشنه‌تر هر ساعتی·آخر چه کم گردد ز تو کز تو برآید حاجتی
  2. 2 بر تو زیانی کی شود از تو عدم گر شیء شود·معدوم یابد خلعتی گیرد ز هستی رایتی
  3. 3 یا مستحق مرحمت یابد مقام و مرتبت·برخواند اندر مکتبت از لوح محفوظ آیتی
  4. 4 ای رحمة للعالمین بخشی ز دریای یقین·مر خاکیان را گوهر‌ی مر ماهیان را راحتی
  5. 5 موجش گهی گوهر دهد لطفش گهی کشتی کشد·چندین خلایق اندر او مر هر یکی را حالتی
  6. 6 خود پیشتر اجزا‌ی او در سجده همچون شاکر‌ان·وز بهر خدمت موج او گه گه نماید قامتی
  7. 7 در پیش دریای نهان این هفت دریای جهان·چون واهب اندر بخششی چون راهب اندر طاعتی
  8. 8 دریای پر مرجان ما عمر دراز و جان ما·پس عمر ما بی‌حد بود ما را نباشد غایتی
  9. 9 ای قطره گر آگه شوی با سیل‌ها همره شوی·سیلت سوی دریا برد پیشت نباشد آفتی
  10. 10 ور سرکشی غافل شوی آن سیل عشق مستوی·گوش تو گیرد می‌کشد کاو بر تو دارد رافتی
  11. 11 مستفعلن مستفعلن اکنون شکر پنهان کنم·کز غیب جوقی طوطیان آورده اندم غارتی
  12. 12 شکر نگر تو نو به نو آواز خاییدن شنو·نی این شکر را صورتی نی طوطیان را آلتی
  13. 13 دارد خدا قندی دگر کان ناید اندر نیشکر·طوطی و حلقوم بشر آن را ندارد طاقتی
  14. 14 چون شمس تبریزی که او گنجا ندارد در فلک·کان مطلع خورشید او دارد عجایب ساحتی

ganjoor: sh2443 · public domain