沙姆斯集› 抒情詩 2443› 詩節 7 ← 上一節 · 下一節 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۴۴۳
- در پیش دریای نهان این هفت دریای جهان چون واهب اندر بخششی چون راهب اندر طاعتی
G2443:7
您的語言
在這隱秘的海洋面前,這世間的七大洋,就像一位施予者在慷慨布施,一位苦行僧在虔誠修行。
與那終極、隱藏的實相之海相比,我們所知的物質世界的七大海洋,也只不過是在模仿祂的慷慨,或是在效法祂的虔敬。
ai-draft · gemini-2.5-pro
此節評註
尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:
واهب施予者、贈予者。راهب苦行僧、修士。طاعتی順服、虔誠、宗教義務的履行。
全詩 ↗
- 1 ای تو ملول از کار من من تشنهتر هر ساعتی·آخر چه کم گردد ز تو کز تو برآید حاجتی
- 2 بر تو زیانی کی شود از تو عدم گر شیء شود·معدوم یابد خلعتی گیرد ز هستی رایتی
- 3 یا مستحق مرحمت یابد مقام و مرتبت·برخواند اندر مکتبت از لوح محفوظ آیتی
- 4 ای رحمة للعالمین بخشی ز دریای یقین·مر خاکیان را گوهری مر ماهیان را راحتی
- 5 موجش گهی گوهر دهد لطفش گهی کشتی کشد·چندین خلایق اندر او مر هر یکی را حالتی
- 6 خود پیشتر اجزای او در سجده همچون شاکران·وز بهر خدمت موج او گه گه نماید قامتی
- 7 در پیش دریای نهان این هفت دریای جهان·چون واهب اندر بخششی چون راهب اندر طاعتی
- 8 دریای پر مرجان ما عمر دراز و جان ما·پس عمر ما بیحد بود ما را نباشد غایتی
- 9 ای قطره گر آگه شوی با سیلها همره شوی·سیلت سوی دریا برد پیشت نباشد آفتی
- 10 ور سرکشی غافل شوی آن سیل عشق مستوی·گوش تو گیرد میکشد کاو بر تو دارد رافتی
- 11 مستفعلن مستفعلن اکنون شکر پنهان کنم·کز غیب جوقی طوطیان آورده اندم غارتی
- 12 شکر نگر تو نو به نو آواز خاییدن شنو·نی این شکر را صورتی نی طوطیان را آلتی
- 13 دارد خدا قندی دگر کان ناید اندر نیشکر·طوطی و حلقوم بشر آن را ندارد طاقتی
- 14 چون شمس تبریزی که او گنجا ندارد در فلک·کان مطلع خورشید او دارد عجایب ساحتی
ganjoor: sh2443 · public domain