沙姆斯集› 抒情詩 2470› 詩節 8 ← 上一節 · 下一節 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۴۷۰
- یک نفسی خموش کن در خمشی خروش کن وقت سخن تو خامشی در خمشی تو ناطقی
G2470:8
您的語言
且沉默片刻,在靜默中發出吶喊;當需言說時你卻靜默,在靜默中你才是真正的言說者。
真正的靈性溝通超越言語。在內在的靜默中,能體驗到最深刻的喧囂與交流,而外在的沉默本身,就是最有力的言說。
ai-draft · gemini-2.5-pro
此節評註
尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:
خموش کن保持沉默。خروش کن吶喊、發出巨響。ناطقی言說者、能言善辯者。
全詩 ↗
- 1 جان به فدای عاشقان خوش هوسی است عاشقی·عشق پرست ای پسر باد هواست مابقی
- 2 از می عشق سرخوشم آتش عشق مفرشم·پای بنه در آتشم چند از این منافقی
- 3 از سوی چرخ تا زمین سلسلهای است آتشین·سلسله را بگیر اگر در ره خود محققی
- 4 عشق مپرس چون بود عشق یکی جنون بود·سلسله را زبون بود نی به طریق احمقی
- 5 عشق پرست ای پسر عشق خوش است ای پسر·رو که به جان صادقان صاف و لطیف و صادقی
- 6 راه تو چون فنا بود خصم تو را کجا بود·طاقت تو که را بود کآتش تیز مطلقی
- 7 جان مرا تو بنده کن عیش مرا تو زنده کن·مست کن و بیافرین بازنمای خالقی
- 8 یک نفسی خموش کن در خمشی خروش کن·وقت سخن تو خامشی در خمشی تو ناطقی
- 9 بیدل و جان سخنوری شیوه گاو سامری·راست نباشد ای پسر راست برو که حاذقی
ganjoor: sh2470 · public domain