沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۳۱۵
- چشمها وا نمیشود از خواب چشم بگشا و جمع را دریاب
G315:1
您的語言
眾人的眼未從睡夢中睜開,你且睜開慧眼,將這集體領悟。
在一個所有人都沉睡的世界裡,詩人敦促一位特定的對象保持清醒,去理解和感知這整個沉睡的群體或宇宙的實相。
ai-draft · gemini-2.5-pro
此節評註
尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:
جمع集會、群體、整體。在此處具有蘇菲派意涵,指超越個體的宇宙整體或神聖臨在。دریاب去領悟、去把握、去感知。這是一個命令式的動詞,是詩中反覆出現的行動呼籲。
全詩 ↗
- 1 چشمها وا نمیشود از خواب·چشم بگشا و جمع را دریاب
- 2 بنگر آخر که بیقرار شدست·چشم در چشم خانه چون سیماب
- 3 گشت شب دیر و خلق افتادند·چون ستاره میانه مهتاب
- 4 هم سیاهی و هم سپیدی چشم·از می خواب هر دو گشت خراب
- 5 جمله اندیشهها چو برگ بریخت·گرد بنشست بر همه اسباب
- 6 عقل شد گوشهای و میگوید·عقل اگر آن تست هین دریاب
- 7 بنگی شب نگر که چون دادست·جمله خلق را از این بنگاب
- 8 چشم در عین و غین افتادست·کار بگذشت از سؤال و جواب
- 9 آن سواران تیزاندیشه·همه ماندند چون خران به خلاب
ganjoor: sh315 · public domain