沙姆斯集› 抒情詩 833› 詩節 11 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۸۳۳

  1. نور ناریست در این دیده خلق مگر آن را که حقش سرمه کشد

G833:11

您的語言

在世人眼中,存有一種火之光,除非真理為其點上眼膏。
普通人的視覺帶有慾望與謬誤的火性,除非得到神的恩典與啟迪,才能淨化這種視覺。

ai-draft · gemini-2.5-pro

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

ناری火的,屬火的。在此象徵源於塵世慾望或地獄之火的虛假之光。سرمه کشد塗上眼膏(sormeh)。古代中東地區用來保護和美化眼睛的化妝品,在此比喻神聖的啟迪,能淨化並增強人的洞察力。

全詩 ↗

  1. 1 مرگ ما هست عروسی ابد·سِر آن چیست هو الله احد
  2. 2 شمس تفریق شد از روزنه‌ها·بسته شد روزنه‌ها رفت عدد
  3. 3 آن عددها که در انگور بود·نیست در شیره کز انگور چکد
  4. 4 هر کی زنده‌ست به نورالله·مرگ این روح مر او راست مدد
  5. 5 بد مگو نیک مگو ایشان را·که گذشتند ز نیکو و ز بد
  6. 6 دیده در حق نه و نادیده مگو·تا که در دیده دگر دیده نهد
  7. 7 دیده دیده بود آن دیده·هیچ غیبی و سِری زو نجهد
  8. 8 نظرش چونک به نورالله است·بر چنان نور چه پوشیده شود
  9. 9 نورها گرچه همه نور حقند·تو مخوان آن همه را نور صمد
  10. 10 نور باقیست که آن نور خدا است·نور فانی صفت جسم و جسد
  11. 11 نور ناریست در این دیده خلق·مگر آن را که حقش سرمه کشد
  12. 12 نار او نور شد از بهر خلیل·چشم خر شد به صفت چشم خرد
  13. 13 ای خدایی که عطایت دیدست·مرغ دیده به هوای تو پرد
  14. 14 قطب این که فلک افلاکست·در پی جستن تو بست رصد
  15. 15 یا ز دیدار تو دید آر او را·یا بدین عیب مکن او را رد
  16. 16 دیده تر دار تو جان را هر دم·نگهش دار ز دام قد و خد
  17. 17 دیده در خواب ز تو بیداری·این چنین خواب کمالست و رشد
  18. 18 لیک در خواب نیابد تعبیر·تو ز خوابش به جهان رغم حسد
  19. 19 ور نه می‌کوشد و بر می‌جوشد·ز آتش عشق احد تا به لحد

ganjoor: sh833 · public domain