沙姆斯集› 抒情詩 833› 詩節 12 ← 上一節 · 下一節 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۸۳۳
- نار او نور شد از بهر خلیل چشم خر شد به صفت چشم خرد
G833:12
您的語言
為亞伯拉罕故,那火變成了光,驢之眼,變成了智者之眼。
正如火為先知亞伯拉罕變成了清涼與光明,愚昧的感官之眼也能因神的恩典,轉化為充滿智慧的洞見之眼。
ai-draft · gemini-2.5-pro
此節評註
尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:
خلیل「(神之)摯友」。先知亞伯拉罕(易卜拉欣)的稱號。典故出自《古蘭經》,當他被投入火中時,神命令火「變為清涼與和平」。خرد智慧,理智。
全詩 ↗
- 1 مرگ ما هست عروسی ابد·سِر آن چیست هو الله احد
- 2 شمس تفریق شد از روزنهها·بسته شد روزنهها رفت عدد
- 3 آن عددها که در انگور بود·نیست در شیره کز انگور چکد
- 4 هر کی زندهست به نورالله·مرگ این روح مر او راست مدد
- 5 بد مگو نیک مگو ایشان را·که گذشتند ز نیکو و ز بد
- 6 دیده در حق نه و نادیده مگو·تا که در دیده دگر دیده نهد
- 7 دیده دیده بود آن دیده·هیچ غیبی و سِری زو نجهد
- 8 نظرش چونک به نورالله است·بر چنان نور چه پوشیده شود
- 9 نورها گرچه همه نور حقند·تو مخوان آن همه را نور صمد
- 10 نور باقیست که آن نور خدا است·نور فانی صفت جسم و جسد
- 11 نور ناریست در این دیده خلق·مگر آن را که حقش سرمه کشد
- 12 نار او نور شد از بهر خلیل·چشم خر شد به صفت چشم خرد
- 13 ای خدایی که عطایت دیدست·مرغ دیده به هوای تو پرد
- 14 قطب این که فلک افلاکست·در پی جستن تو بست رصد
- 15 یا ز دیدار تو دید آر او را·یا بدین عیب مکن او را رد
- 16 دیده تر دار تو جان را هر دم·نگهش دار ز دام قد و خد
- 17 دیده در خواب ز تو بیداری·این چنین خواب کمالست و رشد
- 18 لیک در خواب نیابد تعبیر·تو ز خوابش به جهان رغم حسد
- 19 ور نه میکوشد و بر میجوشد·ز آتش عشق احد تا به لحد
ganjoor: sh833 · public domain