دیوان شمس› غزل ۱۰› بیت ۵ → قبلی · بعدی ←
دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۰
- آن کاو ز شیران شیر خوَرْد، او شیر باشد نیست مرد بسیار نقش آدمی دیدم که بود آن اژدها
G10:5
به زبانِ تو
آن کسی که از شیران، شیر نوشیده، خود شیر است نه یک انسان عادی.چه بسیار انسانهایی در ظاهر دیدم که در باطن اژدها بودند.
فردی که در مکتب بزرگان و عارفان (شیران) پرورش یافته، خود طبیعتی شیرگونه و قدرتمند پیدا میکند و نباید فریب ظاهر انسانی او را خورد.
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرحِ این بیت
هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:
شیر خوَرْدشیر خورده استاژدهامار بزرگ افسانهای، کنایه از موجودی خطرناک و ویرانگر
متنِ کاملِ غزل ↗
- 1 مهمان شاهم هر شبی بر خوان احسان و وفا·مهمان صاحبدولتم که دولتش پاینده با
- 2 بر خوان شیران یک شبی بوزینهای همراه شد·استیزهرو گر نیستی او از کجا شیر از کجا
- 3 بنگر که از شمشیر شه در قهرِمان خون میچکد·آخر چه گستاخی است این والله خطا والله خطا
- 4 گر طفل شیری پنجه زد بر روی مادر ناگهان·تو دشمن خود نیستی بر وی منه تو پنجه را
- 5 آن کاو ز شیران شیر خوَرْد، او شیر باشد نیست مرد·بسیار نقش آدمی دیدم که بود آن اژدها
- 6 نوح ار چه مردموار بُد طوفان مردمخوار بُد·گر هست آتش ذرهای آن ذره دارد شعلهها
- 7 شمشیرم و خونریز من، هم نرمم و هم تیز من·همچون جهان فانیام ظاهر خوش و باطن بلا
ganjoor: sh10 · public domain