دیوان شمس› غزل ۱۰ → قبلی · بعدی ←
دیوان شمس · G10 · ۷ بیت
غزل شمارهٔ ۱۰
این غزل، رابطهی مرید و مراد یا عاشق و معشوق را در قالب استعارهی مهمانی بر خوان یک پادشاه قدرتمند بیان میکند. در بیت اول، گوینده جایگاه رفیع خود را به عنوان مهمان یک «شاه» با دولتی ابدی توصیف میکند که بر سر سفرهی لطف و وفای او نشسته است. اما این مهمانی جای هر کسی نیست؛ بیت دوم با تمثیل «بوزینه» در جمع «شیران»، نااهلان و مدعیان دروغین را تحقیر میکند که گستاخانه میکوشند وارد این حلقه شوند. قدرت این شاه جنبهای قهرآمیز و خطرناک نیز دارد، چنانکه در بیت سوم از شمشیری خونچکان سخن میرود و نزدیک شدن به آن، خطایی بزرگ توصیف میشود. این قدرت، حتی اگر در ظاهر بازیگوشانه به نظر برسد (مانند پنجه زدن شیربچه بر مادرش در بیت چهارم)، نباید آن را سرسری گرفت. ابیات پنجم و ششم این هویت «شیرگون» را تعریف میکنند: کسی که از شیران شیر خورده، خود شیر است و ظاهر انسانیاش میتواند باطنی طوفانی و ویرانگر چون نوح یا آتشی شعلهور را پنهان کند. در بیت پایانی، گوینده به طور کامل با این ماهیت دوگانه یکی میشود و خود را شمشیری نرم و تیز، و جهانی با ظاهری فریبنده و باطنی مهلک معرفی میکند و غزل را با تصویری از قدرت متناقضنمای معنوی به پایان میرساند.
هر بیت را بگشایید — صفحهٔ خودش را دارد: برگردان، شرح، واژههای دشوار.
- G10:1 مهمان شاهم هر شبی بر خوان احسان و وفامهمان صاحبدولتم که دولتش پاینده با من هر شب مهمان شاهم، بر سر سفرهی بخشش و وفاداریاش.مهمان آن صاحب اقتدارم که دولتش جاودان باد.من هر شب از لطف و محبت معشوقی شاهانه بهرهمندم؛ معشوقی که قدرتش ابدی و پایدار است.
- G10:2 بر خوان شیران یک شبی بوزینهای همراه شداستیزهرو گر نیستی او از کجا شیر از کجا شبی بوزینهای به سفرهی شیران راه یافت و همراهشان شد.اگر گستاخ و خیرهسر نبود، او کجا و شیران کجا؟یک فرد بیارزش و نالایق (مانند بوزینه) به جمع بزرگان (شیران) پیوسته است؛ این اتفاق تنها به خاطر گستاخی او ممکن شده، وگرنه هیچ تناسبی میانشان نیست.
- G10:3 بنگر که از شمشیر شه در قهرِمان خون میچکدآخر چه گستاخی است این والله خطا والله خطا ببین که از شمشیر شاه در هنگام خشم و غضبش بر ما خون میچکد.آخر این چه جسارتی است؟ به خدا سوگند خطاست، به خدا سوگند خطاست.توجه کن که قدرت قهرآمیز معشوق (شاه) حتی بر ما نزدیکان نیز اثر میگذارد و خطرناک است. نزدیک شدن گستاخانه به این حریم، اشتباهی بزرگ است.
- G10:4 گر طفل شیری پنجه زد بر روی مادر ناگهانتو دشمن خود نیستی بر وی منه تو پنجه را اگر شیربچهای ناگهان بر چهرهی مادرش پنجه کشید،تو که دشمن خود نیستی، پس به او پنجه مزن.اگر از سوی یکی از نزدیکان و محبوبانِ آن شاه، آسیبی جزئی و ناخواسته به تو رسید، مقابله به مثل نکن، زیرا این کار به ضرر خودت تمام میشود.
- G10:5 آن کاو ز شیران شیر خوَرْد، او شیر باشد نیست مردبسیار نقش آدمی دیدم که بود آن اژدها آن کسی که از شیران، شیر نوشیده، خود شیر است نه یک انسان عادی.چه بسیار انسانهایی در ظاهر دیدم که در باطن اژدها بودند.فردی که در مکتب بزرگان و عارفان (شیران) پرورش یافته، خود طبیعتی شیرگونه و قدرتمند پیدا میکند و نباید فریب ظاهر انسانی او را خورد.
- G10:6 نوح ار چه مردموار بُد طوفان مردمخوار بُدگر هست آتش ذرهای آن ذره دارد شعلهها نوح اگرچه ظاهری انسانی داشت، اما طوفانی به همراه داشت که انسانها را نابود میکرد.اگر آتشی به اندازهی ذرهای هم باشد، همان ذره شعلهها در خود دارد.همانند نوح که ظاهرش یک انسان بود اما باطنش قدرتی ویرانگر داشت، حتی کوچکترین نمود یک قدرت بزرگ نیز میتواند بسیار خطرساز و پرتوان باشد.
- G10:7 شمشیرم و خونریز من، هم نرمم و هم تیز منهمچون جهان فانیام ظاهر خوش و باطن بلا من شمشیری خونریزم؛ هم نرم هستم و هم تیز.مانند این جهانِ گذرا هستم که ظاهری زیبا و باطنی پر از رنج و بلا دارد.من طبیعتی دوگانه دارم: هم لطیف و نرمم و هم برنده و خطرناک. وجود من، مانند دنیا، ظاهری فریبنده دارد اما باطنم پر از سختی و خطر است.
ganjoor: sh10 · public domain