دیوان شمس غزل ۱۰ بیت ۶ → قبلی · بعدی ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۰

  1. نوح ار چه مردم‌وار بُد طوفان مردم‌خوار بُد گر هست آتش ذره‌ای آن ذره دارد شعله‌ها

G10:6

به زبانِ تو

نوح اگرچه ظاهری انسانی داشت، اما طوفانی به همراه داشت که انسان‌ها را نابود می‌کرد.اگر آتشی به اندازه‌ی ذره‌ای هم باشد، همان ذره شعله‌ها در خود دارد.
همانند نوح که ظاهرش یک انسان بود اما باطنش قدرتی ویرانگر داشت، حتی کوچکترین نمود یک قدرت بزرگ نیز می‌تواند بسیار خطرساز و پرتوان باشد.

ai-draft · gemini-2.5-pro

شرحِ این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:

مردم‌وارمانند مردم، به شکل انسانمردم‌خوارخورنده‌ی مردم، نابودکننده‌ی انسان‌ها

متنِ کاملِ غزل ↗

  1. 1 مهمان شاهم هر شبی بر خوان احسان و وفا·مهمان صاحب‌دولتم که دولتش پاینده با
  2. 2 بر خوان شیران یک شبی بوزینه‌ای همراه شد·استیزه‌رو گر نیستی او از کجا شیر از کجا
  3. 3 بنگر که از شمشیر شه در قهر‌ِمان خون می‌چکد·آخر چه گستاخی است این والله خطا والله خطا
  4. 4 گر طفل شیری پنجه زد بر روی مادر ناگهان·تو دشمن خود نیستی بر وی منه تو پنجه را
  5. 5 آن کاو ز شیران شیر خوَرْد‌، او شیر باشد نیست مرد·بسیار نقش آدمی دیدم که بود آن اژدها
  6. 6 نوح ار چه مردم‌وار بُد طوفان مردم‌خوار بُد·گر هست آتش ذره‌ای آن ذره دارد شعله‌ها
  7. 7 شمشیرم و خون‌ریز من‌، هم نرمم و هم تیز من·همچون جهان فانی‌ام ظاهر خوش و باطن بلا

ganjoor: sh10 · public domain