دیوان شمس› غزل ۳۴› بیت ۳ → قبلی · بعدی ←
دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۳۴
- آمد شراب آتشین ای دیو غم، کنجی نشین ای جان مرگاندیش رو ای ساقی باقی درآ
G34:3
به زبانِ تو
شراب آتشین رسید، ای دیوِ غم به گوشهای پناه ببر!ای جانی که به مرگ میاندیشی، برو! ای ساقی جاودان، وارد شو!
با آمدن شراب عشق الهی که تمام ناخالصیها را میسوزاند، دیگر جایی برای غم و اندیشهی فنا و مرگ باقی نمیماند و حضور ساقی ابدی طلب میشود.
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرحِ این بیت
هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:
شراب آتشینشراب عشق الهی که گرمیبخش و سوزاننده استکنجی نشینبه گوشهای برو، پنهان شومرگاندیشکسی که به مرگ و نیستی فکر میکندساقی باقیساقی جاودان، کنایه از خداوند یا پیر معنویدرآداخل شو، بیا
متنِ کاملِ غزل ↗
- 1 ای عاشقان ای عاشقان آمد گه وصل و لقا·از آسمان آمد ندا کای ماهرویان، الصلا
- 2 ای سرخوشان ای سرخوشان آمد طرب دامنکشان·بگرفته ما زنجیر او بگرفته او دامان ما
- 3 آمد شراب آتشین ای دیو غم، کنجی نشین·ای جان مرگاندیش رو ای ساقی باقی درآ
- 4 ای هفت گردون مست تو ما مهرهای در دست تو·ای هست ما از هست تو در صد هزاران مرحبا
- 5 ای مطرب شیریننفس هر لحظه میجنبان جرس·ای عیش زین نه بر فرس بر جان ما زن ای صبا
- 6 ای بانگ نای خوشسمر در بانگ تو طعم شکر·آید مرا شام و سحر از بانگ تو بوی وفا
- 7 بار دگر آغاز کن آن پردهها را ساز کن·بر جمله خوبان ناز کن ای آفتاب خوشلقا
- 8 خاموش کن پرده مدر سغراق خاموشان بخور·ستار شو ستار شو خو گیر از حلم خدا
ganjoor: sh34 · public domain