قرائت دفتر ۲ بخش ۶۵ → قبلی · بعدی ←

بخش ۶۵ - باز تقریر کردن معاویه با ابلیس مکر او را

توضیح دوباره معاویه درباره مکر ابلیس

  1. M2:2656 گفت امیر او را که اینها راستستلیک بخش تو ازینها کاستست امیر به او گفت: «این حرف‌های تو درست است،اما سهم و بهرهٔ تو از این حقیقت‌ها بسیار ناچیز است.»معاویه به ابلیس می‌گوید: «حرف‌های عالمانه‌ای که دربارهٔ خدا و حقیقت زدی، درست است، اما تو خودت از این حقایق بی‌بهره‌ای و سهمی از آن نداری.»
  2. M2:2657 صد هزاران را چو من تو ره زدیحفره کردی در خزینه آمدی تو راه صدها هزار نفر مثل من را بسته‌ای و غارت کرده‌ایهمچون دزدی که نقبی به گنجینه می‌زند، وارد شده‌ایمعاویه به ابلیس می‌گوید: تو دزد راهزنی هستی که صدها هزار نفر مثل من را فریب داده‌ای و با حفر تونلی پنهانی، به گنجینهٔ ایمانشان دستبرد زده‌ای.
  3. M2:2658 آتشی از تو نسوزم چاره نیستکیست کز دست تو جامه‌ش پاره نیست تو آتشی هستی و راهی برای نسوختن از تو وجود ندارد.چه کسی هست که از دست تو جامه‌اش دریده و پاره نباشد؟معاویه خطاب به ابلیس می‌گوید: ذات و طبیعت تو همچون آتش، سوزاندن و آسیب رساندن است و هیچ‌کس از گزند و فریب تو در امان نیست.
  4. M2:2659 طبعت ای آتش چو سوزانیدنیستتا نسوزانی تو چیزی چاره نیست ای که ذاتت همچون آتش، سوزاننده است،تا چیزی را به آتش نکشی، چاره‌ای نداری.معاویه به ابلیس می‌گوید که سرشت و ذات تو مانند آتش، ویرانگر و سوزاننده است و تو تا زمانی که کسی یا چیزی را نابود نکنی، آرام نمی‌گیری و نمی‌توانی جز این باشی.
  5. M2:2660 لعنت این باشد که سوزانت کنداوستاد جمله دزدانت کند نفرین و لعنت یعنی تو را سوزاننده و ویرانگر گرداند،و تو را استاد و سرآمدِ همه‌ی دزدان و راهزنان کند.معاویه به ابلیس می‌گوید: لعنت واقعی این نیست که از بهشت رانده شوی، بلکه این است که طبیعت تو به یک نیروی ویرانگر تبدیل شود و در گمراه کردن دیگران استاد شوی.
  6. M2:2661 با خدا گفتی شنیدی روبرومن چه باشم پیش مکرت ای عدو تو رو در رو با خداوند سخن گفته و پاسخ شنیده‌ای.ای دشمن، من در برابر مکر و حیلهٔ تو چه کسی به حساب می‌آیم؟معاویه خطاب به ابلیس می‌گوید: تو که جرئت و توانایی گفتگو و مجادلهٔ مستقیم با خدا را داشته‌ای، منِ انسان در برابر مکر تو بسیار ناچیز و ناتوانم.
  7. M2:2662 معرفتهای تو چون بانگ صفیربانگ مرغانست لیکن مرغ گیر شناخت و معرفتی که تو عرضه می‌کنی مانند صدای سوت است؛ظاهراً صدای پرندگان است اما در حقیقت دامی برای گرفتن آنهاست.معاویه به ابلیس می‌گوید: سخنان معنوی و عارفانه‌ی تو فریبنده است؛ ظاهری جذاب و آشنا دارد اما هدفش به دام انداختن و گمراه کردن انسان‌هاست.
  8. M2:2663 صد هزاران مرغ را آن ره زدستمرغ غره کآشنایی آمدست آن صدای فریبنده، صدها هزار پرنده را از راه به در کرده است،در حالی که پرنده‌ی مغرور و بی‌خبر گمان می‌کند صدای یک آشناست.ابلیس با سخنان به ظاهر آشنا و خیرخواهانه، انسان‌های بی‌شماری را فریب می‌دهد و به دام می‌اندازد، همان‌طور که صیاد با تقلید صدای پرندگان، آن‌ها را شکار می‌کند.
  9. M2:2664 در هوا چون بشنود بانگ صفیراز هوا آید شود اینجا اسیر پرنده چون در آسمان، صدای سوت را می‌شنود،از روی هوس و از آسمان فرود می‌آید و در اینجا اسیر می‌شود.این بیت می‌گوید که انسان (که مانند پرنده‌ای در حال پرواز است) با شنیدن ندای فریبنده‌ی شیطان، از روی هوا و هوس فرود می‌آید و در دام او گرفتار می‌شود.
  10. M2:2665 قوم نوح از مکر تو در نوحه‌انددل کباب و سینه شرحه شرحه‌اند قوم نوح به خاطر فریبکاری تو به شیون و زاری نشسته‌اند،با دلی سوخته و سینه‌ای چاک‌چاک از اندوه.معاویه خطاب به ابلیس می‌گوید که فریبکاری تو باعث شد قوم نوح به چنان عذابی دچار شوند که تا ابد گرفتار ماتم و اندوه گشتند.
  11. M2:2666 عاد را تو باد دادی در جهاندر فکندی در عذاب و اندهان تو بودی که قوم عاد را در این جهان به دست باد سپردیو آن‌ها را در رنج و عذاب بی‌پایان گرفتار کردی.معاویه خطاب به ابلیس می‌گوید که تو با وسوسه‌ها و فریبکاری‌هایت قوم عاد را به ورطه‌ی نابودی کشاندی و باعث شدی که با عذاب الهی (طوفان) از میان بروند.
  12. M2:2667 از تو بود آن سنگسار قوم لوطدر سیاهابه ز تو خوردند غوط سنگسار شدن قوم لوط، کار تو بودو در گودال تاریکی به خاطر تو فرو رفتند.معاویه خطاب به ابلیس می‌گوید که عذاب قوم لوط و سرنگونی آنها نیز نتیجهٔ وسوسه‌ها و فریبکاری تو بوده است.
  13. M2:2668 مغز نمرود از تو آمد ریختهای هزاران فتنه‌ها انگیخته مغز نمرود به خاطر تو از هم پاشید،ای کسی که هزاران آشوب و فتنه به پا کرده‌ای!این بیت خطاب به ابلیس است و می‌گوید که این تو بودی که با وسوسه‌هایت باعث نابودی و تباهی نمرود شدی، همان‌طور که در طول تاریخ هزاران فتنه و آشوب دیگر را نیز برانگیخته‌ای.
  14. M2:2669 عقل فرعون ذکی فیلسوفکور گشت از تو نیابید او وقوف عقلِ فیلسوف‌مآب و تیزهوش فرعوناز فریب تو کور شد و به حقیقت پی نبردحتی عقل قدرتمند و هوشمند فرعون که اهل فلسفه و استدلال بود، در برابر مکر و وسوسه‌ی تو (ابلیس) کور شد و نتوانست حقیقت را درک کند.
  15. M2:2670 بولهب هم از تو نااهلی شدهبوالحکم هم از تو بوجهلی شده ابولهب نیز به خاطر تو بود که نااهل و بی‌لیاقت شدو ابوالحکم هم با فریب تو بود که به ابوجهل تبدیل گشت.معاویه در ادامهٔ برشمردن فتنه‌های ابلیس می‌گوید که گمراهی و بدنامی شخصیت‌های بزرگ دوران پیامبر اسلام، مانند ابولهب و ابوجهل، نیز حاصل مکر و وسوسهٔ تو بوده است.
  16. M2:2671 ای برین شطرنج بهر یاد رامات کرده صد هزار استاد را ای کسی که در این عرصه‌ی شطرنج (دنیا)، فقط برای تمرین و تفریح،صدها هزار استاد ماهر را مات کرده‌ای.ای ابلیس، تو آنچنان در فریبکاری استادی که صدها هزار انسان دانا و کارکشته را صرفاً برای سرگرمی و قدرت‌نمایی، شکست داده و به دام انداخته‌ای.
  17. M2:2672 ای ز فرزین‌بندهای مشکلتسوخته دلها سیه گشته دلت ای که از ترفندهای پیچیده‌ات،دل‌ها سوخته و دل خودت سیاه گشته است.ای ابلیس، تو با نقشه‌های دشوار و حیله‌های شطرنج‌گونه‌ات دل‌های بسیاری را سوزانده‌ای، اما در نتیجهٔ این کارها، دل خودت نیز سیاه و تباه شده است.
  18. M2:2673 بحر مکری تو خلایق قطره‌ایتو چو کوهی وین سلیمان ذره‌ای تو دریای نیرنگی و آفریدگان در برابرت قطره‌ای بیش نیستند،تو همچون کوهی استوار و این سلیمانِ زمانه در مقابلت ذره‌ای ناچیز است.معاویه خطاب به ابلیس می‌گوید که حیله‌گری و قدرت تو در برابر تمام مخلوقات، مانند نسبت یک اقیانوس به یک قطره یا یک کوه به یک ذره است و هیچ‌کس را یارای مقابله با تو نیست.
  19. M2:2674 کی رهد از مکر تو ای مختصمغرق طوفانیم الا من عصم ای دشمن من، چه کسی می‌تواند از فریب تو رهایی یابد؟ما همگی در سیل [وسوسه‌های تو] غرق شده‌ایم، مگر آنکه خدا او را حفظ کند.معاویه خطاب به ابلیس می‌گوید که فریب و نیرنگ تو آنقدر عظیم و فراگیر است که همچون طوفانی همه را در خود غرق می‌کند و تنها کسانی نجات می‌یابند که مورد لطف و حفاظت ویژه خداوند قرار گیرند.
  20. M2:2675 بس ستارهٔ سعد از تو محترقبس سپاه و جمع از تو مفترق چه بسیار ستاره‌های بخت که با فریب تو سوخته و بی‌فروغ شده‌اند،و چه بسیار لشکرها و گروه‌ها که با نیرنگ تو از هم پاشیده و پراکنده گشته‌اند.معاویه خطاب به ابلیس می‌گوید: «با مکر و فریب تو، سرنوشت‌های نیک و انسان‌های خوش‌طالع تباه شده و جوامع و لشکرهای متحد از هم فروپاشیده‌اند.»