قرائت› دفتر ۲› بخش ۶۹ → قبلی · بعدی ←
بخش ۶۹ - باز تقریر ابلیس تلبیس خود را
توضیح دوباره ابلیس درباره فریبکاری خود
- M2:2719 گفت هر مردی که باشد بد گماننشنود او راست را با صد نشان گفت: «هر انسانی که بدگمان باشد،حقیقت را، حتی با صد نشانه هم، نخواهد شنید.»ابلیس در دفاع از خود میگوید که فرد بدگمان و بداندیش، به دلیل ذهنیت منفی خود، قادر به درک و پذیرش حقیقت نیست، حتی اگر دلایل و شواهد فراوانی به او ارائه شود.
- M2:2720 هر درونی که خیالاندیش شدچون دلیل آری خیالش بیش شد هر کسی که ذهنش درگیر خیالبافی و بدگمانی شود،هرچه برایش دلیل بیاوری، خیالپردازیاش بیشتر میشود.وقتی کسی اسیر گمانهای باطل و توهمات خود میشود، ارائهٔ دلیل و برهان نه تنها او را قانع نمیکند، بلکه سوءظن و خیالبافی او را تشدید میکند. ❋
- M2:2721 چون سخن در وی رود علت شودتیغ غازی دزد را آلت شود وقتی حرف حق به گوش چنین کسی میرسد، به بیماری و انحراف تبدیل میشودهمانطور که شمشیر یک جنگاور در دست دزد، ابزار جنایت میشودکلام حق و راهنمایی، در ذهن آدم بدگمان و کجاندیش نه تنها اثر مثبت ندارد، بلکه بهانهای برای گمراهی بیشتر او میشود و مورد سوءاستفاده قرار میگیرد.
- M2:2722 پس جواب او سکوت است و سکونهست با ابله سخن گفتن جنون پس پاسخ چنین کسی سکوت و آرامش است،چرا که سخن گفتن با نادان، دیوانگی است.در برابر کسی که بدگمان و اسیر خیالات خود است و حقیقت را نمیپذیرد، بهترین پاسخ سکوت کردن است، زیرا بحث با او بیفایده و مانند دیوانگی است.
- M2:2723 تو ز من با حق چه نالی ای سلیم؟تو بنال از شر آن نفس لئیم ای آدم سالم و به ظاهر بیگناه، چرا از دست من پیش خدا گله میکنی؟برو از شرّ آن نفس پست و فرومایهی خودت بنال.ابلیس به انسان میگوید: به جای شکایت از من نزد خداوند، از شر نفس اماره و سرکش خودت به خدا پناه ببر، زیرا ریشهی اصلی گناهان تو در درون خودت است.
- M2:2724 تو خوری حلوا تو را دنبل شودتب بگیرد طبع تو مختل شود تو خودت حلوا را میخوری و برایت دمل چرکی درمیآید،بعد تب میکنی و حال و مزاجت به هم میریزد.این بیت، زبان حال ابلیس است که به انسان میگوید: «تو خودت عامل بیماری و رنج خویشی؛ پیامدهای ناگوار اعمالت نتیجهٔ انتخابهای خود توست، نه وسوسهٔ من.»
- M2:2725 بیگنه لعنت کنی ابلیس راچون نبینی از خود آن تلبیس را تو بیآنکه ابلیس گناهی داشته باشد، او را لعنت میکنی،چرا که آن فریب و نیرنگی را که از خودت برمیخیزد، نمیبینی.انسانها شیطان را مقصر گناهان خود میدانند، در حالی که سرچشمهٔ اصلی فریب و وسوسه، نفس خودشان است که آن را نادیده میگیرند.
- M2:2726 نیست از ابلیس، از تست ای غویکه چو روبه سوی دنبه میروی این گناه از ابلیس نیست، از خود توست ای گمراه!که مانند روباه به سوی تکهای چربی میشتابی.ابلیس میگوید: «ای انسان گمراه، مشکل از وسوسهی من نیست، بلکه از نفس خود توست که حریصانه و بدون فکر، به دنبال امیال و شهواتش میرود.»
- M2:2727 چونک در سبزه ببینی دنبههادام باشد، این ندانی تو چرا؟ وقتی در میان چمنزار، تکههای چربی میبینی،چرا نمیفهمی که این یک دام است؟ابلیس به انسان میگوید: وقتی چیزی بیش از حد خوب و آسان به نظر میرسد (مانند دنبهای که در چمنزار افتاده)، چرا متوجه نمیشوی که این یک تله برای به دام انداختن توست؟
- M2:2728 زان ندانی کت ز دانش دور کردمیل دنبه چشم و عقلت کور کرد دلیل اینکه نمیدانی و از شناخت حقیقت دوری،این است که میل به «دنبه» چشم و عقلت را کور کرده است.علت اینکه فریب میخوری و دام را نمیبینی این است که شهوت و طمع به لذتهای دنیوی، هم چشم ظاهر و هم بصیرت و عقل تو را از کار انداخته است.
- M2:2729 حبک الاشیاء یعمیک یصمنفسک السودا جنت لا تختصم عشق به چیزها، تو را کور و کر میکند؛این نفسِ سیاهکارِ توست که جنایت کرد، دیگر جر و بحث نکن.این بیت، که از زبان ابلیس بیان میشود، میگوید که مقصر اصلی گناهان انسان، نفسِ خود اوست، نه شیطان؛ زیرا دلبستگی شدید به امور دنیوی، چشم و گوش عقل را از دیدن حقیقت باز میدارد.
- M2:2730 تو گنه بر من منه کژ کژ مبینمن ز بد بیزارم و از حرص و کین گناهت را به گردن من نینداز و با نگاهی کج به من ننگر.من خودم از بدی و از آزمندی و کینهتوزی بیزارم.این بیت از زبان ابلیس است که به انسان میگوید: «گناه خود را به گردن من نینداز و با بدبینی مرا قضاوت نکن. من خودم از حرص و کینه و هر بدی دیگری بیزارم.»
- M2:2731 من بدی کردم پشیمانم هنوزانتظارم تا دیَم گردد تموز من یک کار بد کردم و هنوز از آن پشیمانمو منتظرم که زمستان سرد من، تابستانی گرم شودابلیس میگوید: من تنها یک گناه مرتکب شدم و هنوز در حال توبه و انتظار برای بخشش هستم، اما شما انسانها هر روز گناه میکنید و آن را به گردن من میاندازید.
- M2:2732 متهم گشتم میان خلق منفعل خود بر من نهد هر مرد و زن من در میان مردم بدنام و متهم شدهام،چون هر مرد و زنی، کار زشت خودش را به گردن من میاندازد.ابلیس شکایت میکند که به ناحق در میان انسانها بدنام شده است، زیرا هر کسی خطای خود را به گردن او میاندازد و او را مقصر جلوه میدهد.
- M2:2733 گرگ بیچاره اگرچه گُرْسِنهستمتهم باشد که او در طَنْطَنهست گرگ بیچاره، هرچند گرسنه و ناتوان است،همیشه متهم است که در ناز و نعمت به سر میبرد.ابلیس خود را به گرگی تشبیه میکند که حتی وقتی از گرسنگی ضعیف شده، به دلیل بدنامیاش، همه فکر میکنند از پرخوری در عیش و نوش است و او را مقصر میدانند.
- M2:2734 از ضعیفی چون نتواند راه رفتخلق گوید تُخَمهست از لوت زفت آنکه از شدت ضعف، توانِ راه رفتن ندارد،مردم میگویند: «از پرخوری و غذای سنگین است.»ابلیس میگوید مردم ظاهر را میبینند و قضاوت اشتباه میکنند؛ مثلاً اگر کسی از فرط گرسنگی و ضعف نتواند راه برود، میگویند حتماً از پرخوری دچار سوءهاضمه شده است.