قرائت› دفتر ۲› بخش ۷۰ → قبلی · بعدی ←
بخش ۷۰ - باز الحاح کردن معاویه ابلیس را
اصرار دوباره معاویه بر ابلیس
- M2:2735 گفت غیر راستی نرهاندتداد سوی راستی میخواندت گفت: «فقط راستی و صداقت میتواند تو را نجات دهد،عدالت و انصاف هم تو را به سوی راستی فرا میخواند.»معاویه به ابلیس میگوید که تنها راه نجاتش از این مخمصه، گفتن حقیقت است و اینکه خودِ عدالت نیز او را به راستگویی دعوت میکند.
- M2:2736 راست گو تا وا رهی از چنگ منمکر ننشاند غبار جنگ من حقیقت را بگو تا از چنگال من رها شوی،چرا که حیله و نیرنگ، این جدال را به پایان نمیرساند.معاویه به ابلیس میگوید که تنها راه نجاتش از این مخمصه، راستگویی است و فریبکاری نمیتواند او را از این بازجویی و فشار خلاص کند.
- M2:2737 گفت چون دانی دروغ و راست راای خیال اندیش پر اندیشهها ابلیس گفت: «ای کسی که ذهنت پر از فکر و خیال است،تو از کجا راست و دروغ را تشخیص میدهی؟»ابلیس از معاویه میپرسد که او با این ذهن خیالپرداز و پر از افکار گوناگون، چگونه میتواند حقیقت را از کذب تشخیص دهد و به نیت واقعی او پی ببرد.
- M2:2738 گفت پیغامبر نشانی داده استقلب و نیکو را محک بنهاده است گفت: «پیامبر برای این کار نشانهای به ما داده است،و برای تشخیص سخن راست از دروغ، معیاری قرار داده است.»معاویه پاسخ میدهد که پیامبر اسلام معیاری برای تشخیص حقیقت از دروغ تعیین کرده است که به وسیلهی آن میتوان سخن راست را از نادرست بازشناخت.
- M2:2739 گفته است الکذب ریب فی القلوبگفت الصدق طمانین طروب پیامبر فرموده است که «دروغ، شک و ناآرامی در دلهاست»و گفته است که «راستی، آرامشی شادیبخش است»این بیت به نقل از پیامبر اسلام، یک معیار درونی برای تشخیص راست از دروغ ارائه میدهد: دروغ در دل تردید و اضطراب میآورد، در حالی که راستی مایهی آرامش و اطمینان خاطری دلنشین است.
- M2:2740 دل نیارامد ز گفتار دروغآب و روغن هیچ نفروزد فروغ دل آدمی با سخن دروغ آرام نمیگیرد،همانطور که آب و روغن با هم هرگز شعلهای نمیافروزند.دروغ، به دلیل ماهیت ناهمگون و بیگانهاش با فطرت انسان، در دل آشوب و بیقراری ایجاد میکند، همانگونه که آب و روغن، به سبب تضاد ذاتیشان، نمیتوانند با هم بیامیزند و نوری برافروزند.
- M2:2741 در حدیث راست آرام دلستراستیها دانهٔ دام دلست سخن راست به دل آرامش میبخشد،و راستیها همچون دانهای هستند که دل را به دام میاندازند.سخن راست برای دل انسان آرامشبخش است و صداقت و راستی، دلها را به سوی خود جذب میکند و آنها را به اسارت میکشد.
- M2:2742 دل مگر رنجور باشد بد دهانکه نداند چاشنی این و آن مگر آنکه دل بیمار و بد طعم باشد،که طعم و مزهی این و آن را درک نکند.فقط دلی که بیمار و فاسد شده باشد، قادر به تشخیص طعم حقیقت از دروغ نیست.
- M2:2743 چون شود از رنج و علت دل سلیمطعم کذب و راست را باشد علیم وقتی دل از درد و بیماری رها و سالم شود،طعم و مزهی راستی و دروغ را بهخوبی خواهد شناخت.دلی که از بیماریهای معنوی مانند حرص و هوس پاک شده باشد، به طور غریزی و شهودی میتواند حقیقت را از کذب تشخیص دهد.
- M2:2744 حرص آدم چون سوی گندم فزوداز دل آدم سلیمی را ربود وقتی طمع آدم به گندم زیاد شد،سلامت و پاکی را از قلب او ربود.این بیت به داستان آدم و حوا اشاره دارد و میگوید که حرص و طمعورزی، سلامت فطری و قدرت تشخیص باطنی دل را از بین میبرد.
- M2:2745 پس دروغ و عشوهات را گوش کردغره گشت و زهر قاتل نوش کرد در نتیجه به دروغ و فریب تو گوش سپرد،مغرور شد و آن زهر کشنده را نوشید.این بیت به داستان آدم و ابلیس اشاره دارد و میگوید که آدم فریب دروغها و وعدههای ابلیس را خورد، به خود مغرور شد و با این کار، زهری کشنده را نوشید و از بهشت رانده شد.
- M2:2746 کزدم از گندم ندانست آن نفسمیپرد تمییز از مست هوس در آن لحظه، آدم نتوانست گیاه سمی را از گندم تشخیص دهد؛چرا که قدرت تمییز از کسی که مست هوی و هوس است، میگریزد.این بیت میگوید که وقتی انسان اسیر شهوت و طمع میشود، قدرت تشخیص خوب و بد را از دست میدهد، همانطور که آدم فریب ابلیس را خورد.
- M2:2747 خلق مست آرزواند و هوازان پذیرااند دستان تو را مردم، سرمستِ آرزوها و هوای نفس خود هستند؛به همین خاطر است که فریبها و نیرنگهای تو را میپذیرند.ابلیس به معاویه میگوید که دلیل اصلی موفقیت او در فریب دادن انسانها این است که آنها اسیر و مستِ آرزوهای دنیوی و هواهای نفسانی خود هستند و این سرمستی، قدرت تشخیصشان را از بین میبرد.
- M2:2748 هر که خود را از هوا خو باز کردچشم خود را آشنای راز کرد هر کس که خود را از عادتِ پیروی هوای نفس رها کند،چشمِ دلش را با اسرار غیب آشنا میسازد.کسی که بتواند بر امیال و هوسهای نفسانی خود غلبه کند، به بصیرتی دست مییابد که با آن میتواند حقایق پنهان و اسرار عالم را درک کند.