قرائت› دفتر ۲› بخش ۶۸ → قبلی · بعدی ←
بخش ۶۸ - نالیدن معاویه به حضرت حق تعالی از ابلیس و نصرت خواستن
نالیدن معاویه به درگاه خداوند از ابلیس و درخواست کمک
- M2:2711 این حدیثش همچو دودست ای الهدست گیر ار نه گلیمم شد سیاه ای خدا، حرفهای او مانند دود است و فریبنده،یاریم کن، وگرنه آبرو و هستیام را سیاه و تباه میکند.معاویه به خدا پناه میبرد و میگوید: «ای خدا، سخنان فریبندهی ابلیس همچون دودی است که همه جا را تیره و تار میکند. اگر تو دستم را نگیری، آبرو و ایمانم تباه خواهد شد.»
- M2:2712 من به حجت بر نیایم با بلیسکوست فتنهٔ هر شریف و هر خسیس من با دلیل و برهان از پس ابلیس برنمیآیم،چرا که او مایهی گمراهی هر انسان، چه بزرگ و چه کوچک، است.معاویه به خداوند میگوید که در بحث و استدلال، توانایی غلبه بر ابلیس را ندارد، زیرا وسوسه و فتنهی شیطان همه را، از بهترین تا بدترین مردمان، در بر میگیرد.
- M2:2713 آدمی کو علم الاسما بگستدر تک چون برق این سگ بی تکست آدمی که خداوند «علم الاسماء» را به او آموخت،در برابر تازشِ برقآسای این سگِ بیریشه، از پا درآمد.حتی حضرت آدم، با آنکه خداوند علمِ نامها را به او آموخته بود، در برابر حملهی سریع و بیامانِ این سگ (ابلیس) درمانده و بیدفاع شد.
- M2:2714 از بهشت انداختش بر روی خاکچون سمک در شست او شد از سماک ابلیس، آدم را از بهشت بر روی زمین انداخت؛همانطور که ماهی از اوج آسمان در دام او گرفتار شد.معاویه در شکایتش به خدا میگوید که ابلیس چنان قدرتی دارد که حتی آدم را از مقام والای بهشتیاش به زمین خاکی کشاند، همانطور که یک ماهیگیر، ماهی را از اوج آسمان به دام میاندازد.
- M2:2715 نوحهٔ انا ظلمنا میزدینیست دستان و فسونش را حدی نوحهی «ما به خود ستم کردیم» را سر میداد،در حالی که حیلهها و افسونهایش هیچ حد و مرزی ندارد.معاویه به خدا میگوید که ابلیس حتی آدم را با همین فریبها از بهشت بیرون راند؛ او در حالی که ظاهراً توبه و پشیمانی نشان میدهد، در باطن مشغول فریبکاری است و نیرنگهایش پایانی ندارد.
- M2:2716 اندرون هر حدیث او شرستصد هزاران سحر در وی مضمرست درون هر سخن او، شری نهفته استو صدها هزار جادو در آن پنهان است.این بیت ماهیت فریبنده و ویرانگر کلام ابلیس را توصیف میکند؛ هر حرف او ظاهری آراسته و باطنی پر از شر و جادوی گمراهکننده دارد.
- M2:2717 مردی مردان ببندد در نفسدر زن و در مرد افروزد هوس در یک لحظه، مردانگی و همت مردان را از کار میاندازدو در دل زن و مرد، آتش شهوت و هوس را شعلهور میسازدابلیس چنان قدرتی دارد که در یک آن، اراده و فضیلتهای انسانی را در مردان بزرگ فلج میکند و همزمان، آتش امیال و شهوات را در وجود همگان، چه زن و چه مرد، برمیافروزد.
- M2:2718 ای بلیس خلقسوز فتنهجوبر چیم بیدار کردی راست گو ای ابلیس، ای که مردمان را به آتش میکشی و فتنهگری میکنی،راستش را بگو، برای چه مرا از خواب بیدار کردی؟معاویه با بدگمانی ابلیس را خطاب قرار میدهد و میپرسد که تو با این سابقهٔ شرارت و فتنهانگیزی، به چه دلیل مرا برای کار خیری (نماز) بیدار کردهای؟ حقیقت را بگو.