シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 8› 対句 3 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۸

  1. از مه ستاره می‌بری تو پاره پاره می‌بری گه شیرخواره می‌بری گه می‌کشانی دایه را

G8:3

あなたの言語

あなたは月から星々を奪い、ばらばらに奪い去るある時は乳飲み子を奪い、ある時は乳母を引き寄せる
あなたの力は絶対的で、月(=聖者)から星々(=弟子たち)を引き離すことも、赤子(=未熟な魂)を連れ去り、その世話役(=導き手)さえも引き寄せてしまう。

ai-draft · gemini-2.5-pro

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

شیرخواره乳飲み子、赤子。دایه乳母、養育係。

抒情詩全体 ↗

  1. 1 جز وی چه باشد کز اجل اندر رباید کل ما·صد جان برافشانم بر او گویم هنییا مرحبا
  2. 2 رقصان سوی گردون شوم زان جا سوی بی‌چون شوم·صبر و قرارم برده‌ای ای میزبان زوتر بیا
  3. 3 از مه ستاره می‌بری تو پاره پاره می‌بری·گه شیرخواره می‌بری گه می‌کشانی دایه را
  4. 4 دارم دلی همچون جهان تا می‌کشد کوه گران·من که کشم که کی کشم زین کاهدان واخر مرا
  5. 5 گر موی من چون شیر شد از شوق مردن پیر شد·من آردم گندم نی‌ام‌، چون آمدم در آسیا‌؟
  6. 6 در آسیا گندم رود کز سنبله زاده‌ست او·زاده مهم نی سنبله‌، در آسیا باشم چرا‌؟
  7. 7 نی نی فتد در آسیا هم نور مه از روزنی·زان جا به سوی مه رود نی در دکان نانبا
  8. 8 با عقل خود گر جفتمی من گفتنی‌ها گفتمی·خاموش کن تا نشنود این قصه را باد هوا

ganjoor: sh8 · public domain